rooftree

[ایالات متحده]/ˈruːftriː/
[بریتانیا]/ˈruːftriː/

ترجمه

n. تیر یا تکیه‌گاه در ساختار سقف؛ ساختار بالایی یک خانه
Word Forms
جمعrooftrees

عبارات و ترکیب‌ها

rooftree view

نمای پشت‌بام

rooftree garden

باغ پشت‌بام

rooftree terrace

تراس پشت‌بام

rooftree design

طراحی پشت‌بام

rooftree area

فضای پشت‌بام

rooftree space

فضای پشت‌بام

rooftree style

سبک پشت‌بام

rooftree concept

مفهوم پشت‌بام

rooftree project

پروژه پشت‌بام

rooftree installation

نصب پشت‌بام

جملات نمونه

the old house had a beautiful rooftree covered in vines.

خانه قدیمی دارای یک سقف زیبا با پوشش تاک بود.

we sat under the rooftree, enjoying the shade it provided.

ما زیر سقف نشستیم و از سایه‌ای که فراهم می‌کرد لذت بردیم.

birds often nest in the rooftree during spring.

پرندگان اغلب در بهار در سقف لانه می سازند.

the rooftree swayed gently in the breeze.

سقف به آرامی در نسیم تاب می‌خورد.

children love to play around the rooftree in the backyard.

کودکان عاشق بازی در حیاط پشتی در اطراف سقف هستند.

we decided to build a swing under the rooftree.

ما تصمیم گرفتیم یک تاب زیر سقف بسازیم.

the rooftree provided a perfect spot for a picnic.

سقف مکانی عالی برای پیک نیک فراهم کرد.

during the summer, the rooftree becomes a gathering place for family.

در طول تابستان، سقف به مکانی برای دورهمی خانواده تبدیل می شود.

we hung lights from the rooftree for the party.

ما برای مهمانی چراغ هایی را از سقف آویزان کردیم.

the rooftree was a landmark in the neighborhood.

سقف یک نقطه مرجع در محله بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید