roomier

[ایالات متحده]/ˈruːmɪə/
[بریتانیا]/ˈrumɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. وسیع‌تر

عبارات و ترکیب‌ها

roomier space

فضای بزرگتر

roomier design

طراحی بزرگتر

roomier layout

چیدمان بزرگتر

roomier apartment

آپارتمان بزرگتر

roomier vehicle

وسیله نقلیه بزرگتر

roomier seating

جا نشستن بزرگتر

roomier interior

فضای داخلی بزرگتر

roomier cabin

کابین بزرگتر

roomier quarters

اقامتگاه بزرگتر

roomier office

فضای اداری بزرگتر

جملات نمونه

the new car model is roomier than the previous version.

مدل جدید خودرو بزرگتر از نسخه قبلی است.

we need a roomier apartment for our growing family.

ما به یک آپارتمان بزرگتر برای خانواده در حال رشد خود نیاز داریم.

this suitcase is roomier, making it easier to pack for trips.

این چمدان بزرگتر است و به همین دلیل بستن وسایل برای سفر آسان تر است.

her new office is roomier and has better lighting.

دفتر جدید او بزرگتر و دارای نورپردازی بهتری است.

they decided to move to a roomier house in the suburbs.

آنها تصمیم گرفتند به یک خانه بزرگتر در حومه شهر نقل مکان کنند.

with the renovation, the living room feels much roomier.

با بازسازی، اتاق نشیمن بسیار بزرگتر به نظر می رسد.

the new design makes the kitchen roomier and more functional.

طرح جدید آشپزخانه را بزرگتر و کاربردی تر می کند.

after decluttering, the bedroom seems roomier than before.

پس از مرتب کردن، اتاق خواب بزرگتر از قبل به نظر می رسد.

a roomier layout can improve the overall flow of the space.

یک طرح بزرگتر می تواند جریان کلی فضا را بهبود بخشد.

this backpack is roomier and perfect for hiking trips.

این کوله پشتی بزرگتر است و برای سفر به پیاده روی عالی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید