rootlike structure
ساختار شبیه ریشه
rootlike growth
رشد شبیه ریشه
rootlike extensions
گسترشهای شبیه ریشه
rootlike features
ویژگیهای شبیه ریشه
rootlike patterns
الگوهای شبیه ریشه
rootlike formations
تشکیلاتی شبیه ریشه
rootlike appearance
ظاهری شبیه ریشه
rootlike systems
سیستمهای شبیه ریشه
rootlike connections
اتصالات شبیه ریشه
rootlike textures
بافتهای شبیه ریشه
the plant had rootlike structures that helped it absorb water.
گیاه دارای ساختارهایی شبیه به ریشه بود که به آن کمک میکرد آب را جذب کند.
her hair had a rootlike texture that made it look wild.
موهای او بافت شبیه ریشه داشتند که باعث میشدند وحشی به نظر برسند.
they discovered rootlike formations in the ancient ruins.
آنها ساختارهای شبیه ریشه را در ویرانههای باستانی کشف کردند.
the artist used rootlike patterns in her sculpture.
هنرمند از الگوهای شبیه ریشه در مجسمهاش استفاده کرد.
his arguments had a rootlike foundation that was hard to dispute.
استدلالهای او دارای پایهای شبیه ریشه بودند که به سختی قابل مناقشه بود.
the rootlike extensions of the fungus spread across the forest floor.
گسترشهای شبیه ریشه قارچ در سراسر کف جنگل پخش شد.
she felt a rootlike connection to her hometown.
او ارتباطی شبیه ریشه با شهرش احساس کرد.
the tree's rootlike branches reached out for sunlight.
شاخه های شبیه ریشه درخت به سمت نور خورشید دراز شدند.
the research revealed rootlike behaviors in social networks.
تحقیقات رفتارهای شبیه ریشه را در شبکههای اجتماعی نشان داد.
he described the rootlike nature of their friendship.
او ماهیت شبیه ریشه دوستی آنها را توصیف کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید