rootlike

[ایالات متحده]/ˈruːtlaɪk/
[بریتانیا]/ˈrutlaɪk/

ترجمه

adj. شبیه یا ویژگی‌دار ریشه

عبارات و ترکیب‌ها

rootlike structure

ساختار شبیه ریشه

rootlike growth

رشد شبیه ریشه

rootlike extensions

گسترش‌های شبیه ریشه

rootlike features

ویژگی‌های شبیه ریشه

rootlike patterns

الگوهای شبیه ریشه

rootlike formations

تشکیلاتی شبیه ریشه

rootlike appearance

ظاهری شبیه ریشه

rootlike systems

سیستم‌های شبیه ریشه

rootlike connections

اتصالات شبیه ریشه

rootlike textures

بافت‌های شبیه ریشه

جملات نمونه

the plant had rootlike structures that helped it absorb water.

گیاه دارای ساختارهایی شبیه به ریشه بود که به آن کمک می‌کرد آب را جذب کند.

her hair had a rootlike texture that made it look wild.

موهای او بافت شبیه ریشه داشتند که باعث می‌شدند وحشی به نظر برسند.

they discovered rootlike formations in the ancient ruins.

آنها ساختارهای شبیه ریشه را در ویرانه‌های باستانی کشف کردند.

the artist used rootlike patterns in her sculpture.

هنرمند از الگوهای شبیه ریشه در مجسمه‌اش استفاده کرد.

his arguments had a rootlike foundation that was hard to dispute.

استدلال‌های او دارای پایه‌ای شبیه ریشه بودند که به سختی قابل مناقشه بود.

the rootlike extensions of the fungus spread across the forest floor.

گسترش‌های شبیه ریشه قارچ در سراسر کف جنگل پخش شد.

she felt a rootlike connection to her hometown.

او ارتباطی شبیه ریشه با شهرش احساس کرد.

the tree's rootlike branches reached out for sunlight.

شاخه های شبیه ریشه درخت به سمت نور خورشید دراز شدند.

the research revealed rootlike behaviors in social networks.

تحقیقات رفتارهای شبیه ریشه را در شبکه‌های اجتماعی نشان داد.

he described the rootlike nature of their friendship.

او ماهیت شبیه ریشه دوستی آنها را توصیف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید