rootling around
جستجوی ریشه ای
rootling through
جستجوی ریشه ای
rootling about
جستجوی ریشه ای
rootling in
جستجوی ریشه ای
rootling out
جستجوی ریشه ای
rootling for
جستجوی ریشه ای
rootling up
جستجوی ریشه ای
rootling deep
جستجوی ریشه ای عمیق
rootling through stuff
جستجوی ریشه ای در وسایل
rootling in dirt
جستجوی ریشه ای در خاک
the piglets were rootling around in the mud.
نیها در حال جستجو در گل و لای بودند.
she enjoyed watching the rootling rabbits in the garden.
او از تماشای خرگوشهای در حال جستجو در باغ لذت میبرد.
rootling through the leaves, the hedgehog found some tasty insects.
در حالی که در میان برگها جستجو میکرد، یک خوکوزا حشرات خوشمزه ای پیدا کرد.
the children were rootling in the sand for buried treasure.
کودکان در حال جستجو در ماسهها برای یافتن گنج بودند.
he spent the afternoon rootling through old boxes in the attic.
او بعد از ظهر را صرف جستجو در جعبههای قدیمی در زیرزمین کرد.
rootling in the garden, she discovered a hidden flower.
در حالی که در باغ جستجو میکرد، یک گل پنهان را کشف کرد.
the dog was rootling in the bushes for a lost toy.
سگ در حال جستجو در بوتهها برای یافتن یک اسباببازی گمشده بود.
after rootling through the pantry, he found some snacks.
بعد از جستجو در انباری، او مقداری میان وعده پیدا کرد.
the kids were rootling through the old books for something interesting.
کودکان در حال جستجو در کتابهای قدیمی برای یافتن چیزی جالب بودند.
rootling in the yard, she found an old coin.
در حالی که در حیاط جستجو میکرد، یک سکه قدیمی پیدا کرد.
rootling around
جستجوی ریشه ای
rootling through
جستجوی ریشه ای
rootling about
جستجوی ریشه ای
rootling in
جستجوی ریشه ای
rootling out
جستجوی ریشه ای
rootling for
جستجوی ریشه ای
rootling up
جستجوی ریشه ای
rootling deep
جستجوی ریشه ای عمیق
rootling through stuff
جستجوی ریشه ای در وسایل
rootling in dirt
جستجوی ریشه ای در خاک
the piglets were rootling around in the mud.
نیها در حال جستجو در گل و لای بودند.
she enjoyed watching the rootling rabbits in the garden.
او از تماشای خرگوشهای در حال جستجو در باغ لذت میبرد.
rootling through the leaves, the hedgehog found some tasty insects.
در حالی که در میان برگها جستجو میکرد، یک خوکوزا حشرات خوشمزه ای پیدا کرد.
the children were rootling in the sand for buried treasure.
کودکان در حال جستجو در ماسهها برای یافتن گنج بودند.
he spent the afternoon rootling through old boxes in the attic.
او بعد از ظهر را صرف جستجو در جعبههای قدیمی در زیرزمین کرد.
rootling in the garden, she discovered a hidden flower.
در حالی که در باغ جستجو میکرد، یک گل پنهان را کشف کرد.
the dog was rootling in the bushes for a lost toy.
سگ در حال جستجو در بوتهها برای یافتن یک اسباببازی گمشده بود.
after rootling through the pantry, he found some snacks.
بعد از جستجو در انباری، او مقداری میان وعده پیدا کرد.
the kids were rootling through the old books for something interesting.
کودکان در حال جستجو در کتابهای قدیمی برای یافتن چیزی جالب بودند.
rootling in the yard, she found an old coin.
در حالی که در حیاط جستجو میکرد، یک سکه قدیمی پیدا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید