ropewalk artist
هنرمند طنابرو
ropewalk performance
اجرای طنابرو
ropewalk act
نمایش طنابرو
ropewalk skill
مهارت طنابرو
ropewalk show
نمایش طنابرو
ropewalk balance
تعادل طنابرو
ropewalk training
آموزش طنابرو
ropewalk competition
مسابقه طنابرو
ropewalk technique
تکنیک طنابرو
ropewalk festival
جشنواره طنابرو
he learned to walk the ropewalk at a young age.
او در سن جوانی یاد گرفت که روی طناب راه برود.
the circus performer dazzled the audience on the ropewalk.
هنرمند سیرک با اجرای خود روی طناب، تماشاگران را مجذوب کرد.
walking the ropewalk requires great balance and concentration.
راه رفتن روی طناب نیاز به تعادل و تمرکز زیادی دارد.
she practiced every day to master the ropewalk.
او هر روز تمرین میکرد تا بتواند طنابنوردی را به خوبی انجام دهد.
the ropewalk was a highlight of the circus show.
طنابنوردی یکی از نقاط برجسته نمایش سیرک بود.
he fell off the ropewalk but quickly got back up.
او از روی طناب افتاد، اما به سرعت دوباره بلند شد.
they set up a ropewalk between two tall trees.
آنها یک طنابنوردی بین دو درخت بلند نصب کردند.
the children were fascinated by the ropewalk artist.
کودکان مجذوب هنرمند طنابنوردی شدند.
it takes years of training to perform on the ropewalk.
برای اجرای طنابنوردی سالها آموزش لازم است.
he felt a rush of adrenaline while on the ropewalk.
او در حین راه رفتن روی طناب، احساس هورمون آدرنالین کرد.
ropewalk artist
هنرمند طنابرو
ropewalk performance
اجرای طنابرو
ropewalk act
نمایش طنابرو
ropewalk skill
مهارت طنابرو
ropewalk show
نمایش طنابرو
ropewalk balance
تعادل طنابرو
ropewalk training
آموزش طنابرو
ropewalk competition
مسابقه طنابرو
ropewalk technique
تکنیک طنابرو
ropewalk festival
جشنواره طنابرو
he learned to walk the ropewalk at a young age.
او در سن جوانی یاد گرفت که روی طناب راه برود.
the circus performer dazzled the audience on the ropewalk.
هنرمند سیرک با اجرای خود روی طناب، تماشاگران را مجذوب کرد.
walking the ropewalk requires great balance and concentration.
راه رفتن روی طناب نیاز به تعادل و تمرکز زیادی دارد.
she practiced every day to master the ropewalk.
او هر روز تمرین میکرد تا بتواند طنابنوردی را به خوبی انجام دهد.
the ropewalk was a highlight of the circus show.
طنابنوردی یکی از نقاط برجسته نمایش سیرک بود.
he fell off the ropewalk but quickly got back up.
او از روی طناب افتاد، اما به سرعت دوباره بلند شد.
they set up a ropewalk between two tall trees.
آنها یک طنابنوردی بین دو درخت بلند نصب کردند.
the children were fascinated by the ropewalk artist.
کودکان مجذوب هنرمند طنابنوردی شدند.
it takes years of training to perform on the ropewalk.
برای اجرای طنابنوردی سالها آموزش لازم است.
he felt a rush of adrenaline while on the ropewalk.
او در حین راه رفتن روی طناب، احساس هورمون آدرنالین کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید