ropinesses

[ایالات متحده]/ˈrəʊpɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈroʊpɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت طنابی یا چسبناک بودن

عبارات و ترکیب‌ها

high ropinesses

خاصیت کشسان بالا

low ropinesses

خاصیت کشسان پایین

varied ropinesses

خاصیت کشسان متنوع

excessive ropinesses

خاصیت کشسان بیش از حد

increased ropinesses

افزایش خاصیت کشسان

different ropinesses

خاصیت کشسان متفاوت

variable ropinesses

خاصیت کشسان متغیر

notable ropinesses

خاصیت کشسان قابل توجه

specific ropinesses

خاصیت کشسان خاص

unusual ropinesses

خاصیت کشسان غیرمعمول

جملات نمونه

the ropiness of the sauce made it difficult to pour.

غلظت بیش از حد سس باعث می‌شد ریختن آن دشوار باشد.

she noticed the ropiness in the fabric after washing it.

او متوجه شد که پس از شستشو، پارچه حالت چسبناکی پیدا کرده است.

the ropiness of the mixture indicated it was overcooked.

حالت غلیظ مخلوط نشان می‌داد که بیش از حد پخته شده است.

ropiness in the dough can affect the final product.

حالت چسبناک خمیر می‌تواند بر محصول نهایی تأثیر بگذارد.

he commented on the ropiness of the gravy.

او در مورد حالت غلیظ گوشت خردل نظر داد.

the ropiness of the glue made it hard to apply evenly.

حالت غلیظ چسب باعث می‌شد به طور یکنواخت استفاده از آن دشوار باشد.

she didn't like the ropiness of the old paint.

او از حالت غلیظ رنگ قدیمی خوشش نیامد.

the chef adjusted the recipe to reduce the ropiness.

سرآشپز دستور العمل را برای کاهش حالت غلیظ تنظیم کرد.

the ropiness in the batter caused it to stick.

حالت چسبناک خمیر باعث می‌شد بچسبد.

after stirring, the ropiness of the soup improved.

پس از هم زدن، حالت غلیظ سوپ بهبود یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید