high ropinesses
خاصیت کشسان بالا
low ropinesses
خاصیت کشسان پایین
varied ropinesses
خاصیت کشسان متنوع
excessive ropinesses
خاصیت کشسان بیش از حد
increased ropinesses
افزایش خاصیت کشسان
different ropinesses
خاصیت کشسان متفاوت
variable ropinesses
خاصیت کشسان متغیر
notable ropinesses
خاصیت کشسان قابل توجه
specific ropinesses
خاصیت کشسان خاص
unusual ropinesses
خاصیت کشسان غیرمعمول
the ropiness of the sauce made it difficult to pour.
غلظت بیش از حد سس باعث میشد ریختن آن دشوار باشد.
she noticed the ropiness in the fabric after washing it.
او متوجه شد که پس از شستشو، پارچه حالت چسبناکی پیدا کرده است.
the ropiness of the mixture indicated it was overcooked.
حالت غلیظ مخلوط نشان میداد که بیش از حد پخته شده است.
ropiness in the dough can affect the final product.
حالت چسبناک خمیر میتواند بر محصول نهایی تأثیر بگذارد.
he commented on the ropiness of the gravy.
او در مورد حالت غلیظ گوشت خردل نظر داد.
the ropiness of the glue made it hard to apply evenly.
حالت غلیظ چسب باعث میشد به طور یکنواخت استفاده از آن دشوار باشد.
she didn't like the ropiness of the old paint.
او از حالت غلیظ رنگ قدیمی خوشش نیامد.
the chef adjusted the recipe to reduce the ropiness.
سرآشپز دستور العمل را برای کاهش حالت غلیظ تنظیم کرد.
the ropiness in the batter caused it to stick.
حالت چسبناک خمیر باعث میشد بچسبد.
after stirring, the ropiness of the soup improved.
پس از هم زدن، حالت غلیظ سوپ بهبود یافت.
high ropinesses
خاصیت کشسان بالا
low ropinesses
خاصیت کشسان پایین
varied ropinesses
خاصیت کشسان متنوع
excessive ropinesses
خاصیت کشسان بیش از حد
increased ropinesses
افزایش خاصیت کشسان
different ropinesses
خاصیت کشسان متفاوت
variable ropinesses
خاصیت کشسان متغیر
notable ropinesses
خاصیت کشسان قابل توجه
specific ropinesses
خاصیت کشسان خاص
unusual ropinesses
خاصیت کشسان غیرمعمول
the ropiness of the sauce made it difficult to pour.
غلظت بیش از حد سس باعث میشد ریختن آن دشوار باشد.
she noticed the ropiness in the fabric after washing it.
او متوجه شد که پس از شستشو، پارچه حالت چسبناکی پیدا کرده است.
the ropiness of the mixture indicated it was overcooked.
حالت غلیظ مخلوط نشان میداد که بیش از حد پخته شده است.
ropiness in the dough can affect the final product.
حالت چسبناک خمیر میتواند بر محصول نهایی تأثیر بگذارد.
he commented on the ropiness of the gravy.
او در مورد حالت غلیظ گوشت خردل نظر داد.
the ropiness of the glue made it hard to apply evenly.
حالت غلیظ چسب باعث میشد به طور یکنواخت استفاده از آن دشوار باشد.
she didn't like the ropiness of the old paint.
او از حالت غلیظ رنگ قدیمی خوشش نیامد.
the chef adjusted the recipe to reduce the ropiness.
سرآشپز دستور العمل را برای کاهش حالت غلیظ تنظیم کرد.
the ropiness in the batter caused it to stick.
حالت چسبناک خمیر باعث میشد بچسبد.
after stirring, the ropiness of the soup improved.
پس از هم زدن، حالت غلیظ سوپ بهبود یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید