rosters

[ایالات متحده]/ˈrɒstə(r)z/
[بریتانیا]/ˈrɑːstərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شامل کردن (یک نام) در فهرست وظایف
n. فرم جمع فهرست؛ لیست نامزدها؛ ترکیب تیم؛ فهرست بازیکنان؛ لیست

عبارات و ترکیب‌ها

team rosters

لیست‌های تیم

player rosters

لیست‌های بازیکن

final rosters

لیست‌های نهایی

current rosters

لیست‌های فعلی

updated rosters

لیست‌های به‌روز شده

roster changes

تغییرات لیست

roster limits

محدودیت‌های لیست

roster spots

محل‌های لیست

roster management

مدیریت لیست

roster updates

به‌روزرسانی‌های لیست

جملات نمونه

the team updated their rosters before the game.

تیم قبل از مسابقه، لیست بازیکنان خود را به‌روزرسانی کرد.

coaches often review player rosters to make strategic decisions.

مربیان اغلب لیست بازیکنان را بررسی می‌کنند تا تصمیمات استراتژیک بگیرند.

we need to finalize the rosters for the tournament.

ما باید لیست بازیکنان را برای مسابقات نهایی کنیم.

the school maintains rosters for all its sports teams.

مدرسه لیست بازیکنان را برای همه تیم‌های ورزشی خود حفظ می‌کند.

he checked the rosters to see who was available.

او لیست بازیکنان را بررسی کرد تا ببیند چه کسی در دسترس است.

updating the rosters is essential for effective team management.

به‌روزرسانی لیست بازیکنان برای مدیریت مؤثر تیم ضروری است.

players are listed on the rosters according to their positions.

بازیکنان بر اساس موقعیت خود در لیست بازیکنان فهرست شده‌اند.

rosters can change frequently due to injuries or trades.

لیست بازیکنان ممکن است به دلیل مصدومیت یا معامله به طور مکرر تغییر کند.

the coach announced the final rosters for the season.

مربی لیست نهایی بازیکنان را برای فصل اعلام کرد.

rosters are crucial for organizing team practices and games.

لیست بازیکنان برای سازماندهی تمرینات و بازی‌های تیم بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید