rota

[ایالات متحده]/'rəʊtə/
[بریتانیا]/'rotə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برنامه وظایف; برنامه شیفت
Word Forms
جمعrotas

عبارات و ترکیب‌ها

work rotation

چرخش کار

جملات نمونه

the rota was redrawn.

چرخش برنامه مجدداً ترسیم شد.

This fault characteristics of rota ting stall have been successfully valida ted practical diagnosis.

ویژگی های نقص چرخشی در شرایط توقف با موفقیت برای تشخیص عملی تایید شده است.

The hospital staff work on a rotating rota.

کادر بیمارستان بر اساس یک برنامه چرخشی کار می کنند.

She checked the rota to see when she was scheduled to work.

او برنامه را بررسی کرد تا ببیند چه زمانی باید کار کند.

The rota for cleaning duties is posted on the notice board.

برنامه وظایف نظافتی در تابلوی اعلانات قرار دارد.

Employees take turns on the rota for overtime shifts.

کارمندان به نوبت در برنامه شیفت های اضافه کاری شرکت می کنند.

The rota system ensures fair distribution of work among team members.

سیستم برنامه تضمین می کند که کار به طور منصفانه بین اعضای تیم توزیع می شود.

They have a rota for feeding the animals at the zoo.

آنها برنامه ای برای تغذیه حیوانات در باغ وحش دارند.

The rota indicates who is responsible for opening and closing the store each day.

برنامه نشان می دهد چه کسی مسئول باز کردن و بستن مغازه هر روز است.

Students take turns leading the group activities based on the rota.

دانشجویان به نوبت فعالیت های گروهی را بر اساس برنامه رهبری می کنند.

The rota for project tasks helps to keep everyone organized and on track.

برنامه وظایف پروژه به حفظ سازماندهی و پیشرفت همه کمک می کند.

The rota system allows for flexibility in scheduling shifts.

سیستم برنامه امکان انعطاف پذیری در برنامه ریزی شیفت ها را فراهم می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید