rouge

[ایالات متحده]/ruːʒ/
[بریتانیا]/ruʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رژیم آرایشی قرمز که برای رنگ کردن گونه‌ها یا لب‌ها استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

moulin rouge

مولان روژ

khmer rouge

خمر سرخ

baton rouge

باتون روژ

جملات نمونه

She applied rouge to her cheeks before going out.

او قبل از بیرون رفتن رژگونه را روی گونه‌هایش زد.

The actress wore a vibrant rouge lipstick for the red carpet event.

بازیگر در رویداد فرش قرمز از رژ لب قرمز پررنگ استفاده کرد.

Rouge is commonly used to add color to the cheeks.

رژگونه معمولاً برای افزودن رنگ به گونه ها استفاده می شود.

Her cheeks were glowing with a touch of rouge.

گونه‌هایش با رژگونه می‌درخشید.

The makeup artist carefully applied rouge to enhance the model's features.

هنرمکاپ به دقت رژگونه را برای برجسته کردن ویژگی های مدل استفاده کرد.

Rouge can be used to create a more youthful appearance.

می توان از رژگونه برای ایجاد ظاهری جوانتر استفاده کرد.

She prefers a subtle rouge for a natural look.

او ترجیح می دهد از رژگونه ملایم برای داشتن ظاهری طبیعی استفاده کند.

The vintage style called for bold rouge on the lips.

سبک قدیمی نیاز به رژگونه جسورانه روی لب داشت.

Rouge has been a staple in makeup routines for centuries.

رژگونه برای قرن ها یک جزء اصلی در روتین های آرایشی بوده است.

A touch of rouge can brighten up the complexion.

کمی رژگونه می تواند رنگ پوست را روشن کند.

نمونه‌های واقعی

Try putting a little rouge on 'em.

سعی کنید کمی رژ روی آن‌ها بمالید.

منبع: Modern Family - Season 03

Whereabouts are you going to put the rouge?

قصد دارید رژ را کجا بمالید؟

منبع: British Vintage Makeup Tutorial

Moving on down the face, let's talk about colour and cream rouge.

به پایین صورت ادامه دهید، بیایید در مورد رنگ و رژ کرمی صحبت کنیم.

منبع: British Vintage Makeup Tutorial

Her thin cheeks were very faintly rouged and her mouth was painted with discretion.

گونه‌های باریکش به آرامی رژ شده بود و لب‌هایش با احتیاط رنگ شده بود.

منبع: Blade (Part 1)

She looked in the glass; she was very pale and she put on some rouge.

او در آینه نگاه کرد؛ خیلی رنگ‌پریده بود و کمی رژ زد.

منبع: Veil

All the year around, the rouble he earned couldn't afford him any expensive rouge.

در طول سال، روبلی که به دست می‌آورد نمی‌توانست رژ گران‌قیمتی برایش بخرد.

منبع: Pan Pan

The embalmer had rouged his cheeks and reddened his lips.

تشریح کننده گونه‌هایش را رژ کرده و لب‌هایش را سرخ کرده بود.

منبع: Blade (Part Two)

Try a darker shade of lip rouge.

یک سایه تیره‌تر از رژ لب را امتحان کنید.

منبع: Boardwalk Empire Season 3

Satine wears a pale, powdered face with painted lips, rouged cheeks and dark eye-makeup.

ساتین یک صورت رنگ‌پریده و پودری با لب‌های رنگ شده، گونه‌های رژ شده و آرایش چشم تیره به تن می‌کند.

منبع: Fashion experts interpret film and television dramas.

You're looking pale. Is there a shortage of rouge?

خیلی رنگ‌پریده به نظر می‌رسید. کمبود رژ وجود دارد؟

منبع: movie

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید