royalties check
چک حق امتیاز
collecting royalties
جمعآوری حق امتیاز
royalties statement
صورتحساب حق امتیاز
royalties payment
پرداخت حق امتیاز
royalties rate
نرخ حق امتیاز
royalties agreement
قرارداد حق امتیاز
earn royalties
کسب حق امتیاز
royalties due
حق امتیاز بدهکار
receive royalties
دریافت حق امتیاز
royalty-free
بدون حق امتیاز
the author receives royalties on each book sold.
نویسنده به ازای هر کتاب فروخته شده، حق امتیاز دریافت میکند.
we negotiated a higher royalty rate with the distributor.
ما با توزیعکننده در مورد نرخ حق امتیاز بالاتر مذاکره کردیم.
the company pays royalties to the inventor for the patent.
شرکت به ازای حق اختراع، حق امتیاز به مخترع پرداخت میکند.
royalty payments are a significant source of income for musicians.
پرداخت حق امتیاز منبع درآمد قابل توجهی برای نوازندگان است.
she earns royalties from the licensing of her software.
او از طریق لایسنس نرمافزار خود حق امتیاز دریافت میکند.
the contract stipulated a 5% royalty on all sales.
قرارداد شامل پرداخت 5 درصد حق امتیاز برای همه فروشها بود.
royalty statements are sent out quarterly.
صورتحسابهای حق امتیاز هر سه ماه یکبار ارسال میشوند.
he collects royalties for the use of his copyrighted material.
او برای استفاده از مواد دارای حق چاپ خود حق امتیاز جمعآوری میکند.
the film studio agreed to pay substantial royalties.
استودیو فیلم موافقت کرد مبلغ قابل توجهی حق امتیاز پرداخت کند.
royalty-free images are available for commercial use.
تصاویر بدون حق امتیاز برای استفاده تجاری در دسترس هستند.
calculating royalties can be a complex process.
محاسبه حق امتیاز میتواند یک فرآیند پیچیده باشد.
royalties check
چک حق امتیاز
collecting royalties
جمعآوری حق امتیاز
royalties statement
صورتحساب حق امتیاز
royalties payment
پرداخت حق امتیاز
royalties rate
نرخ حق امتیاز
royalties agreement
قرارداد حق امتیاز
earn royalties
کسب حق امتیاز
royalties due
حق امتیاز بدهکار
receive royalties
دریافت حق امتیاز
royalty-free
بدون حق امتیاز
the author receives royalties on each book sold.
نویسنده به ازای هر کتاب فروخته شده، حق امتیاز دریافت میکند.
we negotiated a higher royalty rate with the distributor.
ما با توزیعکننده در مورد نرخ حق امتیاز بالاتر مذاکره کردیم.
the company pays royalties to the inventor for the patent.
شرکت به ازای حق اختراع، حق امتیاز به مخترع پرداخت میکند.
royalty payments are a significant source of income for musicians.
پرداخت حق امتیاز منبع درآمد قابل توجهی برای نوازندگان است.
she earns royalties from the licensing of her software.
او از طریق لایسنس نرمافزار خود حق امتیاز دریافت میکند.
the contract stipulated a 5% royalty on all sales.
قرارداد شامل پرداخت 5 درصد حق امتیاز برای همه فروشها بود.
royalty statements are sent out quarterly.
صورتحسابهای حق امتیاز هر سه ماه یکبار ارسال میشوند.
he collects royalties for the use of his copyrighted material.
او برای استفاده از مواد دارای حق چاپ خود حق امتیاز جمعآوری میکند.
the film studio agreed to pay substantial royalties.
استودیو فیلم موافقت کرد مبلغ قابل توجهی حق امتیاز پرداخت کند.
royalty-free images are available for commercial use.
تصاویر بدون حق امتیاز برای استفاده تجاری در دسترس هستند.
calculating royalties can be a complex process.
محاسبه حق امتیاز میتواند یک فرآیند پیچیده باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید