rubricated text
متن شمارهگذاری شده
rubricated guide
راهنمای شمارهگذاری شده
rubricated document
سند شمارهگذاری شده
rubricated notes
یادداشتهای شمارهگذاری شده
rubricated paper
مقاله شمارهگذاری شده
rubricated section
بخش شمارهگذاری شده
rubricated outline
خلاصه شمارهگذاری شده
rubricated headings
عنوانهای شمارهگذاری شده
rubricated format
فرمت شمارهگذاری شده
rubricated checklist
لیست بررسی شمارهگذاری شده
the document was rubricated for clarity.
سند به منظور وضوح، رنگآمیزی شد.
she rubricated the important sections of the report.
او بخشهای مهم گزارش را رنگآمیزی کرد.
the rubricated text made it easier to follow.
متن رنگآمیزی شده، دنبال کردن آن را آسانتر کرد.
he rubricated the guidelines for the project.
او دستورالعملهای پروژه را رنگآمیزی کرد.
the rubricated notes helped the students study.
یادداشتهای رنگآمیزی شده به دانشآموزان کمک کرد تا مطالعه کنند.
they rubricated the key points during the presentation.
آنها نکات کلیدی را در طول ارائه رنگآمیزی کردند.
rubricated sections highlighted the main ideas.
بخشهای رنگآمیزی شده، ایدههای اصلی را برجسته کردند.
the teacher rubricated the assignments for easier grading.
معلم وظایف را برای نمرهدهی آسانتر رنگآمیزی کرد.
rubricated instructions ensured everyone understood the process.
دستورالعملهای رنگآمیزی شده اطمینان حاصل کرد که همه روند را درک کنند.
she rubricated the chapters to organize her thoughts.
او فصلها را برای سازماندهی افکارش رنگآمیزی کرد.
rubricated text
متن شمارهگذاری شده
rubricated guide
راهنمای شمارهگذاری شده
rubricated document
سند شمارهگذاری شده
rubricated notes
یادداشتهای شمارهگذاری شده
rubricated paper
مقاله شمارهگذاری شده
rubricated section
بخش شمارهگذاری شده
rubricated outline
خلاصه شمارهگذاری شده
rubricated headings
عنوانهای شمارهگذاری شده
rubricated format
فرمت شمارهگذاری شده
rubricated checklist
لیست بررسی شمارهگذاری شده
the document was rubricated for clarity.
سند به منظور وضوح، رنگآمیزی شد.
she rubricated the important sections of the report.
او بخشهای مهم گزارش را رنگآمیزی کرد.
the rubricated text made it easier to follow.
متن رنگآمیزی شده، دنبال کردن آن را آسانتر کرد.
he rubricated the guidelines for the project.
او دستورالعملهای پروژه را رنگآمیزی کرد.
the rubricated notes helped the students study.
یادداشتهای رنگآمیزی شده به دانشآموزان کمک کرد تا مطالعه کنند.
they rubricated the key points during the presentation.
آنها نکات کلیدی را در طول ارائه رنگآمیزی کردند.
rubricated sections highlighted the main ideas.
بخشهای رنگآمیزی شده، ایدههای اصلی را برجسته کردند.
the teacher rubricated the assignments for easier grading.
معلم وظایف را برای نمرهدهی آسانتر رنگآمیزی کرد.
rubricated instructions ensured everyone understood the process.
دستورالعملهای رنگآمیزی شده اطمینان حاصل کرد که همه روند را درک کنند.
she rubricated the chapters to organize her thoughts.
او فصلها را برای سازماندهی افکارش رنگآمیزی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید