rubricated

[ایالات متحده]/ˈruːbrɪkeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈruːbrɪkeɪtɪd/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکت از rubricate

عبارات و ترکیب‌ها

rubricated text

متن شماره‌گذاری شده

rubricated guide

راهنمای شماره‌گذاری شده

rubricated document

سند شماره‌گذاری شده

rubricated notes

یادداشت‌های شماره‌گذاری شده

rubricated paper

مقاله شماره‌گذاری شده

rubricated section

بخش شماره‌گذاری شده

rubricated outline

خلاصه شماره‌گذاری شده

rubricated headings

عنوان‌های شماره‌گذاری شده

rubricated format

فرمت شماره‌گذاری شده

rubricated checklist

لیست بررسی شماره‌گذاری شده

جملات نمونه

the document was rubricated for clarity.

سند به منظور وضوح، رنگ‌آمیزی شد.

she rubricated the important sections of the report.

او بخش‌های مهم گزارش را رنگ‌آمیزی کرد.

the rubricated text made it easier to follow.

متن رنگ‌آمیزی شده، دنبال کردن آن را آسان‌تر کرد.

he rubricated the guidelines for the project.

او دستورالعمل‌های پروژه را رنگ‌آمیزی کرد.

the rubricated notes helped the students study.

یادداشت‌های رنگ‌آمیزی شده به دانش‌آموزان کمک کرد تا مطالعه کنند.

they rubricated the key points during the presentation.

آنها نکات کلیدی را در طول ارائه رنگ‌آمیزی کردند.

rubricated sections highlighted the main ideas.

بخش‌های رنگ‌آمیزی شده، ایده‌های اصلی را برجسته کردند.

the teacher rubricated the assignments for easier grading.

معلم وظایف را برای نمره‌دهی آسان‌تر رنگ‌آمیزی کرد.

rubricated instructions ensured everyone understood the process.

دستورالعمل‌های رنگ‌آمیزی شده اطمینان حاصل کرد که همه روند را درک کنند.

she rubricated the chapters to organize her thoughts.

او فصل‌ها را برای سازماندهی افکارش رنگ‌آمیزی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید