inked

[ایالات متحده]/[ɪŋkt]/
[بریتانیا]/[ɪŋkt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با جوهر مشخص شده؛ جوهر روی داشتن.
v. با جوهر علامت گذاری یا پوشاندن؛ (از پوست) داشتن طرح‌ها یا الگوهای که به طور دائم با خالکوبی روی آن نقش شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

inked signature

امضای جوهری

inked page

صفحه جوهری

inked drawing

تصویر جوهری

inked contract

قرارداد جوهری

he inked

او جوهر کرد

inked lines

خطوط جوهری

inked document

سند جوهری

being inked

در حال جوهر شدن

inked sketch

طرح جوهری

they inked

آنها جوهر کردند

جملات نمونه

the ancient scroll was heavily inked with beautiful calligraphy.

نسخه باستانی به طرز زیبایی با خوشنویسی زیبا قلم‌نژاد شده بود.

his signature was lightly inked on the contract.

امضای او به آرامی روی قرارداد قلم‌نژاد شده بود.

the artist inked the drawing with fine detail.

هنرمند طرح را با جزئیات دقیق قلم‌نژاد کرد.

the newspaper was inked overnight for the morning edition.

روزنامه برای انتشار صبح زود در طول شب قلم‌نژاد شد.

she inked a new deal with the publishing house.

او قرارداد جدیدی با انتشارات منعقد کرد.

the map was intricately inked and colored.

نقشه به طرز پیچیده‌ای قلم‌نژاد و رنگ‌آمیزی شده بود.

the document was permanently inked to prevent alteration.

برای جلوگیری از تغییر، سند به طور دائم قلم‌نژاد شده بود.

he inked the design onto the fabric with a stencil.

او طرح را با استفاده از الگو روی پارچه قلم‌نژاد کرد.

the tattoo was expertly inked onto her arm.

تاتو به طرز ماهرانه ای روی بازوی او قلم‌نژاد شد.

the pages were densely inked with notes and diagrams.

صفحات به طور انبوه با یادداشت‌ها و نمودارها قلم‌نژاد شده بودند.

the printing press was inked and ready to roll.

ماشین چاپ قلم‌نژاد شده و آماده کار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید