rubricating

[ایالات متحده]/ˈruːbrɪkeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈruːbrɪkeɪtɪŋ/

ترجمه

v. عمل اضافه کردن یک عنوان یا سرصفحه با جوهر قرمز

عبارات و ترکیب‌ها

rubricating oil

روغن رنگ‌دهی

rubricating grease

گریس رنگ‌دهی

rubricating system

سیستم رنگ‌دهی

rubricating agent

عامل رنگ‌دهی

rubricating fluid

سیال رنگ‌دهی

rubricating process

فرآیند رنگ‌دهی

rubricating points

نقاط رنگ‌دهی

rubricating parts

قطعات رنگ‌دهی

rubricating application

اعمال رنگ‌دهی

rubricating maintenance

نگهداری رنگ‌دهی

جملات نمونه

the technician is rubricating the machine to ensure smooth operation.

تکنسین در حال روان‌سازی دستگاه برای اطمینان از عملکرد روان است.

rubricating the gears can extend the life of the equipment.

روان‌سازی چرخ‌دندها می‌تواند عمر تجهیزات را افزایش دهد.

he forgot to start rubricating the engine before the trip.

او فراموش کرد قبل از سفر موتور را روان‌سازی کند.

regularly rubricating your bike will keep it in good condition.

روان‌سازی منظم دوچرخه شما آن را در شرایط خوبی نگه می‌دارد.

she is responsible for rubricating all the machinery in the factory.

او مسئولیت روان‌سازی تمام ماشین‌آلات در کارخانه را بر عهده دارد.

rubricating the joints helps prevent wear and tear.

روان‌سازی مفاصل به جلوگیری از سایش و پارگی کمک می‌کند.

before starting the project, they spent time rubricating the tools.

قبل از شروع پروژه، آن‌ها زمانی را برای روان‌سازی ابزارها صرف کردند.

he is always rubricating his skateboard to keep it fast.

او همیشه اسکیت‌بورد خود را روان‌سازی می‌کند تا سریع بماند.

they recommend rubricating the treadmill for optimal performance.

آن‌ها توصیه می‌کنند تردمیل را برای عملکرد بهینه روان‌سازی کنید.

rubricating the axles can reduce friction and improve efficiency.

روان‌سازی محورها می‌تواند اصطکاک را کاهش داده و کارایی را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید