rudderless

[ایالات متحده]/ˈrʌdəlis/
[بریتانیا]/'rʌdɚləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون راهنمایی، بدون سکان.

جملات نمونه

the confused and rudderless financial markets; characterized the administration's Central American policy as rudderless.

بازارهای مالی سردرگم و بی‌هدف؛ سیاست‌های دولت در آمریکای مرکزی را به عنوان بی‌هدف توصیف کرد.

The team is rudderless without a clear leader.

تیم بدون یک رهبر مشخص بی‌هدف است.

The company is rudderless after the sudden resignation of the CEO.

شرکت پس از استعفای ناگهانی مدیرعامل بی‌هدف شد.

The country seemed rudderless in the face of the crisis.

کشور در برابر بحران به نظر بی‌هدف می‌رسید.

The organization became rudderless when the founder passed away.

سازمان پس از فوت بنیانگذار بی‌هدف شد.

The project was rudderless without a clear timeline.

پروژه بدون یک جدول زمانی مشخص بی‌هدف بود.

The team felt rudderless without a clear strategy.

تیم بدون یک استراتژی مشخص احساس بی‌هدفی می‌کرد.

The ship was rudderless in the stormy sea.

کشتی در دریای طوفانی بی‌هدفی داشت.

The organization is rudderless without a strong mission statement.

سازمان بدون یک بیانیه ماموریت قوی بی‌هدف است.

The company became rudderless after the merger.

شرکت پس از ادغام بی‌هدف شد.

The team felt rudderless after the coach resigned.

تیم پس از استعفای مربی احساس بی‌هدفی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید