ruddled

[ایالات متحده]/ˈrʌdld/
[بریتانیا]/ˈrʌdld/

ترجمه

v. با خاک سرخ علامت گذاری کردن؛ قرمز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ruddled face

چهره قرمز

ruddled cheeks

گونه‌های قرمز

ruddled complexion

قرمزی پوست

ruddled appearance

ظاهر قرمز

ruddled glow

درخشش قرمز

ruddled skin

پوست قرمز

ruddled smile

لبخند قرمز

ruddled lips

لب‌های قرمز

ruddled tone

حالت قرمزی

جملات نمونه

the walls were ruddled with age and neglect.

دیوارها با سن و بی‌توجهی سرخ شده بودند.

his face was ruddled after spending too much time in the sun.

چهره‌اش بعد از گذراندن وقت زیاد در آفتاب سرخ شده بود.

the artist used ruddled colors to create a warm atmosphere.

هنرمند از رنگ‌های سرخ برای ایجاد فضایی گرم استفاده کرد.

the old book had ruddled pages that crumbled easily.

کتاب قدیمی صفحاتی داشت که به راحتی خرد می‌شدند.

her cheeks were ruddled from the cold wind.

گونه‌هایش از باد سرد سرخ شده بودند.

the landscape was ruddled with autumn leaves.

مناظر با برگ‌های پاییزی سرخ شده بودند.

he felt ruddled with embarrassment after making a mistake.

او بعد از مرتکب شدن اشتباهی از خجالت سرخ شد.

the ruddled sunset filled the sky with vibrant hues.

غروب سرخ آسمان را با رنگ‌های زنده پر کرد.

she wore a ruddled dress that caught everyone's attention.

او لباسی سرخ پوشیده بود که توجه همه را جلب کرد.

the ruddled clay was perfect for sculpting.

خاک سرخ برای مجسمه‌سازی مناسب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید