she caused a lot of ruffling feathers with her controversial opinion.
او با نظر جنجالی خود باعث ایجاد ناراحتی و به هم ریختگی زیادی شد.
the wind was ruffling his hair as he walked down the street.
در حالی که او در خیابان قدم می زد، باد موهایش را به هم می ریخت.
the puppy's playful antics caused ruffling among the older dogs.
شیطنت های بازیگوشانه توله سگ باعث به هم ریختگی در بین سگ های بزرگتر شد.
he anticipated some ruffling of opinions during the board meeting.
او انتظار داشت در طول جلسه هیئت مدیره، اختلاف نظرها و به هم ریختگی هایی وجود داشته باشد.
the unexpected announcement caused considerable ruffling in the office.
اعلام غیرمنتظره باعث ایجاد به هم ریختگی و ناراحتی قابل توجهی در دفتر شد.
the politician’s speech was designed to ruffling the status quo.
سخنرانی سیاستمدار برای به چالش کشیدن وضعیت موجود طراحی شده بود.
the new policy is likely to cause some ruffling among employees.
به احتمال زیاد سیاست جدید باعث ایجاد ناراحتی و به هم ریختگی در بین کارکنان خواهد شد.
the cat’s sudden appearance ruffling the pigeons in the park.
ظاهر ناگهانی گربه باعث به هم ریختن کبوترها در پارک شد.
the comedian’s jokes were ruffling the audience with laughter.
جک های کمدین باعث خنده و شادی مخاطبان شد.
the team’s performance was ruffling the expectations of the fans.
عملکرد تیم انتظارات طرفداران را بر هم زد.
the news of the merger caused ruffling in the financial markets.
خبر ادغام باعث ایجاد به هم ریختگی در بازارهای مالی شد.
she caused a lot of ruffling feathers with her controversial opinion.
او با نظر جنجالی خود باعث ایجاد ناراحتی و به هم ریختگی زیادی شد.
the wind was ruffling his hair as he walked down the street.
در حالی که او در خیابان قدم می زد، باد موهایش را به هم می ریخت.
the puppy's playful antics caused ruffling among the older dogs.
شیطنت های بازیگوشانه توله سگ باعث به هم ریختگی در بین سگ های بزرگتر شد.
he anticipated some ruffling of opinions during the board meeting.
او انتظار داشت در طول جلسه هیئت مدیره، اختلاف نظرها و به هم ریختگی هایی وجود داشته باشد.
the unexpected announcement caused considerable ruffling in the office.
اعلام غیرمنتظره باعث ایجاد به هم ریختگی و ناراحتی قابل توجهی در دفتر شد.
the politician’s speech was designed to ruffling the status quo.
سخنرانی سیاستمدار برای به چالش کشیدن وضعیت موجود طراحی شده بود.
the new policy is likely to cause some ruffling among employees.
به احتمال زیاد سیاست جدید باعث ایجاد ناراحتی و به هم ریختگی در بین کارکنان خواهد شد.
the cat’s sudden appearance ruffling the pigeons in the park.
ظاهر ناگهانی گربه باعث به هم ریختن کبوترها در پارک شد.
the comedian’s jokes were ruffling the audience with laughter.
جک های کمدین باعث خنده و شادی مخاطبان شد.
the team’s performance was ruffling the expectations of the fans.
عملکرد تیم انتظارات طرفداران را بر هم زد.
the news of the merger caused ruffling in the financial markets.
خبر ادغام باعث ایجاد به هم ریختگی در بازارهای مالی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید