ruggednesses

[ایالات متحده]/'rʌgidnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زبری، وحشی بودن

جملات نمونه

The ruggedness of the terrain made hiking difficult.

سختی زمین باعث دشوار شدن پیاده‌روی شد.

His face showed signs of ruggedness from years of outdoor work.

چهره‌اش نشانه‌های صلابت را پس از سال‌ها کار در فضای باز نشان می‌داد.

The ruggedness of his appearance contrasted with his gentle personality.

صلابت ظاهرش با شخصیت مهربانش تضاد داشت.

The ruggedness of the old truck made it perfect for off-road adventures.

صلابت کامیون قدیمی آن را برای ماجراجویی‌های خارج از جاده عالی کرد.

She admired the ruggedness of the mountain range in the distance.

او از صلابت رشته کوه در دوردست تحسین کرد.

The ruggedness of the fabric made it ideal for outdoor clothing.

صلابت پارچه آن را برای پوشیدن در فضای باز ایده آل کرد.

His hands showed the ruggedness of a lifetime of hard labor.

دست‌هایش نشان‌دهنده صلابت یک زندگی پر از کار سخت بودند.

The ruggedness of the coastline provided a stunning backdrop for the sunset.

صلابت خط ساحلی یک پس‌زمینه خیره‌کننده برای غروب خورشید فراهم کرد.

The ruggedness of his voice added depth to his storytelling.

صلابت صدای او به داستان‌گویی‌اش عمق بخشید.

The ruggedness of the leather jacket gave it a timeless appeal.

صلابت ژاکت چرمی به آن جذابیت جاودان بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید