rumor-monger

[ایالات متحده]/[ˈruːmə ˈmɒŋɡə]/
[بریتانیا]/[ˈruːmər ˈmɒŋɡər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که گossip می‌کند؛ کسی که به طور مکرر اخبار نادرست را ایجاد و پخش می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

rumor-monger alert

هشدار از گستراننده افکار نادرست

a rumor-mongering campaign

یک مہمانگری افکار نادرست

stop rumor-mongering

توقف گستراندن افکار نادرست

professional rumor-monger

گستراننده حرفہای افکار نادرست

rumor-mongering tactics

روشہای گستراندن افکار نادرست

accusations of rumor-mongering

تہدیدات علیہ گستراندن افکار نادرست

rumor-monger's claims

دستورالعمل گستراننده افکار نادرست

avoiding rumor-mongers

پرہیز از گسترانندگان افکار نادرست

he's a rumor-monger

او یک گستراننده افکار نادرست است

rumor-mongering online

گستراندن افکار نادرست آنلاین

جملات نمونه

he's a notorious rumor-monger, spreading gossip around the office.

او یک گویش‌گر مشهور است که گپ‌های خبری را در اداره پخش می‌کند.

don't believe everything you hear; he's just a rumor-monger trying to stir up trouble.

همه چیزی که می‌شنوی را باور نکن؛ او فقط یک گویش‌گر است که می‌خواهد مشکلاتی ایجاد کند.

the rumor-monger's claims were quickly debunked by the official statement.

این ادعاها توسط اعلامیه رسمی به سرعت تکذیب شدند.

we need to ignore the rumor-monger and focus on the facts.

ما باید گویش‌گر را نادیده گرفته و روی واقعیت‌ها تمرکز کنیم.

the journalist accused the politician of being a rumor-monger.

گزارشگر سیاستمدار را به گویش‌گری متهم کرد.

social media can be a breeding ground for rumor-mongers and misinformation.

شبکه‌های اجتماعی می‌توانند زمینه‌ای مناسب برای گویش‌گرها و اشاعه اطلاعات نادرست باشند.

the company denied the allegations, calling the source a malicious rumor-monger.

شرکت این اتهامات را رد کرد و منبع را یک گویش‌گر خبیث خواند.

he enjoys being a rumor-monger, feeding off the reactions of others.

او لذت می‌برد که یک گویش‌گر باشد و از واکنش‌های دیگران تغذیه کند.

the town was buzzing with rumors spread by a local rumor-monger.

شهر با گپ‌هایی که توسط یک گویش‌گر محلی پخش شده بود، پر از گریم بود.

she warned him not to listen to the gossip of a known rumor-monger.

او به او هشدار داد که به گپ‌های یک گویش‌گر شناخته شده گوش ندهد.

the rumor-monger's influence waned as people grew skeptical of his stories.

تأثیر گویش‌گر کاهش یافت زیرا مردم به داستان‌های او شک کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید