runlets

[ایالات متحده]/ˈrʌn.lɪt/
[بریتانیا]/ˈrʌn.lɪt/

ترجمه

n. یک جوی کوچک یا نهر؛ یک بشکه یا کاسه کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

small runlet

چشمه کوچک

clear runlet

چشمه زلال

gentle runlet

چشمه ملایم

meandering runlet

چشمه پیچ در پیچ

trickling runlet

چشمه جاری

hidden runlet

چشمه پنهان

flowing runlet

چشمه روان

shallow runlet

چشمه کم عمق

forest runlet

چشمه جنگلی

rocky runlet

چشمه سنگی

جملات نمونه

the runlet flowed gently through the meadow.

جریان کوچک به آرامی از میان چمنزار عبور می‌کرد.

we found a runlet behind the old barn.

ما یک جریان کوچک پشت کلارد قدیمی پیدا کردیم.

children played near the runlet on a sunny day.

در یک روز آفتابی، بچه‌ها نزدیک جریان کوچک بازی می‌کردند.

the runlet sparkled in the morning light.

جریان کوچک در نور صبح می‌درخشید.

we followed the runlet to its source in the hills.

ما جریان کوچک را تا منبع آن در تپه‌ها دنبال کردیم.

fish can often be seen swimming in the runlet.

اغراقاً می‌توان ماهی‌ها را در حال شنا کردن در جریان کوچک دید.

a runlet can be a great spot for a picnic.

یک جریان کوچک می‌تواند مکان خوبی برای پیک‌نیک باشد.

the sound of the runlet was soothing and peaceful.

صدای جریان کوچک آرامش‌بخش و دلپذیر بود.

during the hike, we stopped by a runlet to rest.

در طول پیاده‌روی، ما برای استراحت کنار یک جریان کوچک توقف کردیم.

wildflowers grew along the banks of the runlet.

گل‌های وحشی در امتداد سواحل جریان کوچک رشد می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید