small runlet
چشمه کوچک
clear runlet
چشمه زلال
gentle runlet
چشمه ملایم
meandering runlet
چشمه پیچ در پیچ
trickling runlet
چشمه جاری
hidden runlet
چشمه پنهان
flowing runlet
چشمه روان
shallow runlet
چشمه کم عمق
forest runlet
چشمه جنگلی
rocky runlet
چشمه سنگی
the runlet flowed gently through the meadow.
جریان کوچک به آرامی از میان چمنزار عبور میکرد.
we found a runlet behind the old barn.
ما یک جریان کوچک پشت کلارد قدیمی پیدا کردیم.
children played near the runlet on a sunny day.
در یک روز آفتابی، بچهها نزدیک جریان کوچک بازی میکردند.
the runlet sparkled in the morning light.
جریان کوچک در نور صبح میدرخشید.
we followed the runlet to its source in the hills.
ما جریان کوچک را تا منبع آن در تپهها دنبال کردیم.
fish can often be seen swimming in the runlet.
اغراقاً میتوان ماهیها را در حال شنا کردن در جریان کوچک دید.
a runlet can be a great spot for a picnic.
یک جریان کوچک میتواند مکان خوبی برای پیکنیک باشد.
the sound of the runlet was soothing and peaceful.
صدای جریان کوچک آرامشبخش و دلپذیر بود.
during the hike, we stopped by a runlet to rest.
در طول پیادهروی، ما برای استراحت کنار یک جریان کوچک توقف کردیم.
wildflowers grew along the banks of the runlet.
گلهای وحشی در امتداد سواحل جریان کوچک رشد میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید