ruralization

[ایالات متحده]/[ˈrʊərəlɪzeɪʃn]/
[بریتانیا]/[ˈrʊərəlɪzeɪʃn]/

ترجمه

n. فرآیند روستایی‌تر کردن یک منطقه؛ بازگشت مردم به مناطق روستایی.
v. روستایی‌تر کردن یک منطقه؛ تشویق مردم به نقل مکان به مناطق روستایی.

عبارات و ترکیب‌ها

ruralization process

فرآیند روستایی‌سازی

promoting ruralization

ترویج روستایی‌سازی

ruralization policy

سیاست روستایی‌سازی

ruralization efforts

تلاش‌های روستایی‌سازی

ruralization trend

روند روستایی‌سازی

ruralization strategy

استراتژی روستایی‌سازی

experiencing ruralization

تجربه روستایی‌سازی

accelerating ruralization

تسریع روستایی‌سازی

ruralization challenges

چالش‌های روستایی‌سازی

impact of ruralization

اثرات روستایی‌سازی

جملات نمونه

the film's aesthetic underwent a significant ruralization, emphasizing pastoral landscapes.

زیست‌شناسی فیلم دچار دگرگونی چشمگیری شد و بر مناظر روستایی تاکید کرد.

the project aimed to reverse the urban drift and promote ruralization of the workforce.

این پروژه با هدف معکوس کردن روند مهاجرت به شهرها و ترویج روستایی‌سازی نیروی کار انجام شد.

a deliberate ruralization of the brand image targeted a more traditional consumer base.

روستایی‌سازی عمدی تصویر برند، هدف قرار دادن مخاطبان سنتی‌تر را هدف قرار داد.

the artist's work showed a clear trend towards ruralization in subject matter and style.

آثار هنرمند نشان‌دهنده روند آشکار به سمت روستایی‌سازی در موضوع و سبک بود.

the government implemented policies to encourage ruralization and revitalize declining areas.

دولت سیاست‌هایی را برای تشویق به روستایی‌سازی و احیای مناطق رو به زوال اجرا کرد.

the architectural design incorporated elements of ruralization to create a rustic feel.

طراحی معماری عناصر روستایی‌سازی را برای ایجاد حس روستایی در بر گرفت.

the company's marketing strategy involved a subtle ruralization of its product appeal.

استراتژی بازاریابی شرکت شامل روستایی‌سازی ظریف جذابیت محصول بود.

the novel explored the complexities of ruralization and its impact on community life.

این رمان پیچیدگی‌های روستایی‌سازی و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی را بررسی کرد.

the musician's sound evolved, exhibiting a noticeable ruralization of their musical style.

صدای نوازنده تکامل یافت و نشان‌دهنده روستایی‌سازی قابل توجه سبک موسیقی آنها بود.

the campaign sought to counter the effects of urbanization through strategic ruralization initiatives.

این کمپین به دنبال مقابله با اثرات شهرنشینی از طریق طرح‌های روستایی‌سازی بود.

the restaurant's menu featured a strong emphasis on ruralization, showcasing local produce.

منوی رستوران بر روستایی‌سازی تاکید زیادی داشت و محصولات محلی را به نمایش می‌گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید