rustier

[ایالات متحده]/ˈrʌstɪə/
[بریتانیا]/ˈrʌstɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر زنگ‌زده; نادیده گرفته شده یا از تمرین افتاده

عبارات و ترکیب‌ها

rustier skills

مهارت‌های زنگ‌زدگی

rustier tools

ابزارهای زنگ‌زدگی

rustier techniques

تکنیک‌های زنگ‌زدگی

rustier memory

حافظه زنگ‌زدگی

rustier performance

عملکرد زنگ‌زدگی

rustier habits

عادت‌های زنگ‌زدگی

rustier abilities

توانایی‌های زنگ‌زدگی

rustier voice

صدای زنگ‌زدگی

rustier understanding

درک زنگ‌زدگی

جملات نمونه

my guitar skills are getting rustier.

مهارت‌های نوازندگی گیتار من دارد زنگ می‌زند.

after not playing for years, i feel rustier than ever.

بعد از سال‌ها عدم نوازندگی، احساس می‌کنم بیشتر از همیشه زنگ‌زدگی دارم.

his memory is getting rustier with age.

حافظه او با افزایش سن بیشتر زنگ‌زدگی پیدا می‌کند.

she admitted her cooking skills were rustier than before.

او اعتراف کرد که مهارت‌های آشپزی‌اش بیشتر از قبل زنگ‌زدگی دارد.

after the long break, my writing has become rustier.

بعد از وقفه طولانی، نوشتن من زنگ‌زدگی پیدا کرده است.

he felt rustier at chess after not playing for months.

او بعد از چند ماه عدم بازی، در شطرنج احساس زنگ‌زدگی بیشتری کرد.

her language skills are rustier than they used to be.

مهارت‌های زبانی او بیشتر از آنچه قبلاً بود، زنگ‌زدگی دارد.

i'm becoming rustier at math since i graduated.

من در ریاضیات بیشتر زنگ‌زدگی پیدا می‌کنم از زمانی که فارغ‌التحصیل شدم.

he worries his public speaking is getting rustier.

او نگران است که سخنرانی عمومی‌اش در حال زنگ‌زدگی باشد.

after a year off, my sports skills feel rustier.

بعد از یک سال دوری، مهارت‌های ورزشی من احساس زنگ‌زدگی بیشتری می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید