rustier skills
مهارتهای زنگزدگی
rustier tools
ابزارهای زنگزدگی
rustier techniques
تکنیکهای زنگزدگی
rustier memory
حافظه زنگزدگی
rustier performance
عملکرد زنگزدگی
rustier habits
عادتهای زنگزدگی
rustier abilities
تواناییهای زنگزدگی
rustier voice
صدای زنگزدگی
rustier understanding
درک زنگزدگی
my guitar skills are getting rustier.
مهارتهای نوازندگی گیتار من دارد زنگ میزند.
after not playing for years, i feel rustier than ever.
بعد از سالها عدم نوازندگی، احساس میکنم بیشتر از همیشه زنگزدگی دارم.
his memory is getting rustier with age.
حافظه او با افزایش سن بیشتر زنگزدگی پیدا میکند.
she admitted her cooking skills were rustier than before.
او اعتراف کرد که مهارتهای آشپزیاش بیشتر از قبل زنگزدگی دارد.
after the long break, my writing has become rustier.
بعد از وقفه طولانی، نوشتن من زنگزدگی پیدا کرده است.
he felt rustier at chess after not playing for months.
او بعد از چند ماه عدم بازی، در شطرنج احساس زنگزدگی بیشتری کرد.
her language skills are rustier than they used to be.
مهارتهای زبانی او بیشتر از آنچه قبلاً بود، زنگزدگی دارد.
i'm becoming rustier at math since i graduated.
من در ریاضیات بیشتر زنگزدگی پیدا میکنم از زمانی که فارغالتحصیل شدم.
he worries his public speaking is getting rustier.
او نگران است که سخنرانی عمومیاش در حال زنگزدگی باشد.
after a year off, my sports skills feel rustier.
بعد از یک سال دوری، مهارتهای ورزشی من احساس زنگزدگی بیشتری میکنند.
rustier skills
مهارتهای زنگزدگی
rustier tools
ابزارهای زنگزدگی
rustier techniques
تکنیکهای زنگزدگی
rustier memory
حافظه زنگزدگی
rustier performance
عملکرد زنگزدگی
rustier habits
عادتهای زنگزدگی
rustier abilities
تواناییهای زنگزدگی
rustier voice
صدای زنگزدگی
rustier understanding
درک زنگزدگی
my guitar skills are getting rustier.
مهارتهای نوازندگی گیتار من دارد زنگ میزند.
after not playing for years, i feel rustier than ever.
بعد از سالها عدم نوازندگی، احساس میکنم بیشتر از همیشه زنگزدگی دارم.
his memory is getting rustier with age.
حافظه او با افزایش سن بیشتر زنگزدگی پیدا میکند.
she admitted her cooking skills were rustier than before.
او اعتراف کرد که مهارتهای آشپزیاش بیشتر از قبل زنگزدگی دارد.
after the long break, my writing has become rustier.
بعد از وقفه طولانی، نوشتن من زنگزدگی پیدا کرده است.
he felt rustier at chess after not playing for months.
او بعد از چند ماه عدم بازی، در شطرنج احساس زنگزدگی بیشتری کرد.
her language skills are rustier than they used to be.
مهارتهای زبانی او بیشتر از آنچه قبلاً بود، زنگزدگی دارد.
i'm becoming rustier at math since i graduated.
من در ریاضیات بیشتر زنگزدگی پیدا میکنم از زمانی که فارغالتحصیل شدم.
he worries his public speaking is getting rustier.
او نگران است که سخنرانی عمومیاش در حال زنگزدگی باشد.
after a year off, my sports skills feel rustier.
بعد از یک سال دوری، مهارتهای ورزشی من احساس زنگزدگی بیشتری میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید