répressions

[ایالات متحده]//ˌre.pres.ən//
[بریتانیا]//ˌre.pres.ən//

ترجمه

n.镇压;压制
v.镇压;压制

عبارات و ترکیب‌ها

political répressions

سیاسی سرکوب‌ها

mass répressions

سرکوب‌های جمعی

state répressions

سرکوب‌های دولتی

جملات نمونه

the government imposed brutal répressions on the protesters.

دولت سرکوب‌های خشونت‌آمیزی بر معترضان تحمیل کرد.

political répressions increased after the revolution.

سرکوب‌های سیاسی پس از انقلاب افزایش یافت.

human rights organizations condemned the state's répressions.

سازمان‌های حقوق بشر سرکوب‌های دولتی را محکوم کردند.

the regime's violent répressions shocked the international community.

سرکوب‌های خشونت‌آمیز رژیم جامعه جهانی را شوکه کرد.

cultural répressions limited artistic expression in the country.

سرکوب‌های فرهنگی بیان هنری را در این کشور محدود کرد.

systematic répressions characterized the authoritarian regime.

سرکوب‌های سیستماتیک مشخصه رژیم اقتدارگرا بود.

the military's répressions resulted in many casualties.

سرکوب‌های نظامی منجر به تلفات زیادی شد.

religious répressions forced minorities to flee their homes.

سرکوب‌های مذهبی اقلیت‌ها را مجبور به فرار از خانه‌هایشان کرد.

economic répressions led to widespread poverty.

سرکوب‌های اقتصادی منجر به فقر گسترده شد.

historical répressions continue to affect the region today.

سرکوب‌های تاریخی همچنان امروز بر این منطقه تأثیر می‌گذارد.

the new laws enabled further répressions of dissent.

قوانین جدید امکان سرکوب بیشتر مخالفت‌ها را فراهم کرد.

students suffered from educational répressions under the regime.

دانش‌آموزان تحت رژیم از سرکوب‌های آموزشی رنج بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید