sacker

[ایالات متحده]/ˈsækə/
[بریتانیا]/ˈsækər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که غارت می‌کند یا چپاول می‌کند; کسی که بسته‌بندی می‌کند; بازیکن بیس‌بال که در بیس اول بازی می‌کند; دستگاه بسته‌بندی در شیمی

عبارات و ترکیب‌ها

potato sacker

چکه‌کار سیب‌زمینی

sacker truck

کامیون چکه

sacker job

شغل چکه

sacker position

موقعیت چکه

sacker team

تیم چکه

sacker assistant

دستیار چکه

sacker role

نقش چکه

sacker equipment

تجهیزات چکه

sacker training

آموزش چکه

sacker duties

وظایف چکه

جملات نمونه

the sacker quickly filled the bags with groceries.

سَکِر به سرعت کیسه‌ها را با مواد غذایی پر کرد.

as a sacker, he enjoyed interacting with customers.

به عنوان یک سَکِر، از تعامل با مشتریان لذت می‌برد.

the sacker worked efficiently to keep the line moving.

سَکِر به طور موثر کار می‌کرد تا صف را جلو براند.

she was promoted from cashier to sacker.

او از سمت صندوقدار به سمت سَکِر ارتقا یافت.

the store hired a new sacker to help during the holidays.

فروشگاه یک سَکِر جدید استخدام کرد تا در تعطیلات کمک کند.

the sacker was praised for his friendly attitude.

سَکِر به خاطر رفتار دوستانه‌اش مورد تحسین قرار گرفت.

training for a sacker includes learning about customer service.

آموزش برای یک سَکِر شامل یادگیری در مورد خدمات مشتری است.

the sacker carefully handled fragile items.

سَکِر با احتیاط با وسایل شکننده رفتار می‌کرد.

after a long day, the sacker was ready to go home.

بعد از یک روز طولانی، سَکِر آماده رفتن به خانه بود.

being a sacker requires good physical stamina.

سَکِر بودن به استقامت بدنی خوب نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید