| جمع | sackloads |
sackload of money
بار سنگین پول
sackload of goods
بار سنگین کالا
sackload of trouble
بار سنگین مشکلات
sackload of potatoes
بار سنگین سیب زمینی
sackload of gifts
بار سنگین هدیه
sackload of dirt
بار سنگین خاک
sackload of laundry
بار سنگین لباسهای کثیف
sackload of books
بار سنگین کتاب
sackload of fun
بار سنگین تفریح
sackload of ideas
بار سنگین ایده
he brought a sackload of toys to the charity event.
او مقداری اسباببازی به رویداد خیریه آورد.
she received a sackload of letters from her fans.
او مقداری نامه از طرف طرفدارانش دریافت کرد.
the farmer harvested a sackload of potatoes this season.
کشاورز این فصل مقداری سیبزمینی برداشت.
they found a sackload of old coins in the attic.
آنها مقداری سکه قدیمی در زیرزمین پیدا کردند.
we need a sackload of ingredients for the big feast.
ما به مقداری مواد اولیه برای جشن بزرگ نیاز داریم.
the kids were excited to see a sackload of candy at the party.
بچهها از دیدن مقداری آبنبات در مهمانی هیجانزده بودند.
he carried a sackload of books to the library.
او مقداری کتاب را به کتابخانه برد.
she won a sackload of prizes at the carnival.
او در کارناوال مقداری جایزه برد.
they packed a sackload of supplies for the camping trip.
آنها مقداری لوازم برای سفر کمپینگ بستهبندی کردند.
he joked that he had a sackload of work to do this weekend.
او شوخی کرد که این آخر هفته باید مقداری کار انجام دهد.
sackload of money
بار سنگین پول
sackload of goods
بار سنگین کالا
sackload of trouble
بار سنگین مشکلات
sackload of potatoes
بار سنگین سیب زمینی
sackload of gifts
بار سنگین هدیه
sackload of dirt
بار سنگین خاک
sackload of laundry
بار سنگین لباسهای کثیف
sackload of books
بار سنگین کتاب
sackload of fun
بار سنگین تفریح
sackload of ideas
بار سنگین ایده
he brought a sackload of toys to the charity event.
او مقداری اسباببازی به رویداد خیریه آورد.
she received a sackload of letters from her fans.
او مقداری نامه از طرف طرفدارانش دریافت کرد.
the farmer harvested a sackload of potatoes this season.
کشاورز این فصل مقداری سیبزمینی برداشت.
they found a sackload of old coins in the attic.
آنها مقداری سکه قدیمی در زیرزمین پیدا کردند.
we need a sackload of ingredients for the big feast.
ما به مقداری مواد اولیه برای جشن بزرگ نیاز داریم.
the kids were excited to see a sackload of candy at the party.
بچهها از دیدن مقداری آبنبات در مهمانی هیجانزده بودند.
he carried a sackload of books to the library.
او مقداری کتاب را به کتابخانه برد.
she won a sackload of prizes at the carnival.
او در کارناوال مقداری جایزه برد.
they packed a sackload of supplies for the camping trip.
آنها مقداری لوازم برای سفر کمپینگ بستهبندی کردند.
he joked that he had a sackload of work to do this weekend.
او شوخی کرد که این آخر هفته باید مقداری کار انجام دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید