sackload

[ایالات متحده]/ˈsæk.ləʊd/
[بریتانیا]/ˈsæk.loʊd/

ترجمه

n. یک کیسه یا بسته بزرگ
Word Forms
جمعsackloads

عبارات و ترکیب‌ها

sackload of money

بار سنگین پول

sackload of goods

بار سنگین کالا

sackload of trouble

بار سنگین مشکلات

sackload of potatoes

بار سنگین سیب زمینی

sackload of gifts

بار سنگین هدیه

sackload of dirt

بار سنگین خاک

sackload of laundry

بار سنگین لباس‌های کثیف

sackload of books

بار سنگین کتاب

sackload of fun

بار سنگین تفریح

sackload of ideas

بار سنگین ایده

جملات نمونه

he brought a sackload of toys to the charity event.

او مقداری اسباب‌بازی به رویداد خیریه آورد.

she received a sackload of letters from her fans.

او مقداری نامه از طرف طرفدارانش دریافت کرد.

the farmer harvested a sackload of potatoes this season.

کشاورز این فصل مقداری سیب‌زمینی برداشت.

they found a sackload of old coins in the attic.

آنها مقداری سکه قدیمی در زیرزمین پیدا کردند.

we need a sackload of ingredients for the big feast.

ما به مقداری مواد اولیه برای جشن بزرگ نیاز داریم.

the kids were excited to see a sackload of candy at the party.

بچه‌ها از دیدن مقداری آب‌نبات در مهمانی هیجان‌زده بودند.

he carried a sackload of books to the library.

او مقداری کتاب را به کتابخانه برد.

she won a sackload of prizes at the carnival.

او در کارناوال مقداری جایزه برد.

they packed a sackload of supplies for the camping trip.

آنها مقداری لوازم برای سفر کمپینگ بسته‌بندی کردند.

he joked that he had a sackload of work to do this weekend.

او شوخی کرد که این آخر هفته باید مقداری کار انجام دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید