sahib

[ایالات متحده]/'sɑː(h)ɪb/
[بریتانیا]/sɑb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جناب عالی؛ آقا؛ آقای (معادل با صاحب)
Word Forms
جمعsahibs

عبارات و ترکیب‌ها

loyal sahib

صاحب وفادار

respected sahib

صاحب محترم

kind sahib

صاحب مهربان

humble sahib

صاحب متواضع

نمونه‌های واقعی

'Your protection, sahib, ' he panted, 'your protection for the unhappy merchant Achmet.

حفاظت شما، آقایم، 'او با نفس‌نفس زدن گفت، 'حفاظت شما از تاجر بیچاره آچمت.

منبع: The Sign of the Four

The sahib commands you to come to him tomorrow.

آقامی به شما دستور داده است که فردا به دیدار او بروید.

منبع: The Little Princess (Original Version)

By his doing this, mark you, sahib, his property becomes the due of those who have been true to their salt.

با انجام این کار، توجه داشته باشید، آقایم، اموال او به کسانی که به عهد خود وفادار بوده اند، تعلق می گیرد.

منبع: The Sign of the Four

The thing stands thus, sahib, and I tell it to you because I know that an oath is binding upon a Feringhee, and that we may trust you.

وضعیت اینگونه است، آقایم، و من آن را به شما می گویم زیرا می دانم که یک سوگند برای یک فردی اجباری است و می توانیم به شما اعتماد کنیم.

منبع: The Sign of the Four

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید