saltationist

[ایالات متحده]/sælˈteɪʃənɪst/
[بریتانیا]/sælˈteɪʃənɪst/

ترجمه

adj. مربوط به نظریه جهش

عبارات و ترکیب‌ها

saltationist theory

نظریه پرش‌گرایی

saltationist model

مدل پرش‌گرایی

saltationist view

دیدگاه پرش‌گرایی

saltationist approach

رویکرد پرش‌گرایی

saltationist perspective

نگاهگاه پرش‌گرایی

saltationist explanation

توضیح پرش‌گرایی

saltationist hypothesis

فرضیه پرش‌گرایی

saltationist argument

استدلال پرش‌گرایی

saltationist concept

مفهوم پرش‌گرایی

saltationist framework

چارچوب پرش‌گرایی

جملات نمونه

the saltationist approach emphasizes rapid changes in species.

رویکرد سالتاسیونی بر تغییرات سریع در گونه‌ها تاکید می‌کند.

many scientists support the saltationist theory of evolution.

بسیاری از دانشمندان از نظریه تکامنی سالتاسیونی حمایت می‌کنند.

the saltationist perspective can challenge traditional views of gradual evolution.

دیدگاه سالتاسیونی می‌تواند دیدگاه‌های سنتی در مورد تکامل تدریجی را به چالش بکشد.

in the debate, the saltationist argued for sudden genetic mutations.

در این بحث، سالتاسیونی استدلال کرد که جهش‌های ژنتیکی ناگهانی.

saltationists believe that evolution can occur in bursts.

سالتاسیونی‌ها معتقدند که تکامل می‌تواند به صورت ناگهانی رخ دهد.

the saltationist model offers an alternative to gradualism.

مدل سالتاسیونی جایگزینی برای گرادیالیسم ارائه می‌دهد.

some paleontologists identify with the saltationist viewpoint.

برخی از دیرینه‌شناسان با دیدگاه سالتاسیونی هم‌خلاق هستند.

saltationist theories can explain certain fossil records.

نظریه‌های سالتاسیونی می‌توانند سوابق فسیلی خاصی را توضیح دهند.

the saltationist hypothesis was proposed to explain rapid speciation.

فرضیه سالتاسیونی برای توضیح گونه‌زایی سریع پیشنهاد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید