salvaging efforts
تلاشهای بازیابی
salvaging operations
عملیات بازیابی
salvaged goods
کالاهای بازیابی شده
salvaging wreckage
بازیابی بقایای خسارتدیده
salvaging data
بازیابی دادهها
salvaging valuables
بازیابی اشیاء قیمتی
salvaging the situation
نجات دادن وضعیت
salvaging remains
بازیابی بقایا
salvaging history
بازیابی تاریخ
salvaging potential
بازیابی پتانسیل
the salvage team is carefully salvaging valuable artifacts from the sunken ship.
گروه نجات در حال جمعآوری دقیق مصنوعات با ارزش از کشتی غرق شده هستند.
after the storm, they began salvaging debris from the coastline.
پس از طوفان، آنها شروع به جمعآوری بقایای از خط ساحلی کردند.
we're salvaging what we can from the damaged warehouse after the fire.
ما در حال جمعآوری آنچه میتوانیم از انبار آسیبدیده پس از آتشسوزی هستیم.
the company is salvaging its reputation after the product recall.
شرکت در حال بازیابی شهرت خود پس از فراخوان محصول است.
the divers spent hours salvaging cargo from the ocean floor.
غواصان ساعتها برای جمعآوری بار از کف اقیانوس وقت گذراندند.
they're salvaging data from the hard drive after the system crash.
آنها در حال بازیابی دادهها از هارد دیسک پس از خرابی سیستم هستند.
the goal of the mission is salvaging survivors after the earthquake.
هدف از این مأموریت نجات بازماندگان پس از زلزله است.
the insurance company is assisting in salvaging the damaged property.
شرکت بیمه در حال کمک به بازیابی اموال آسیبدیده است.
the project involved salvaging historical documents from the archives.
این پروژه شامل جمعآوری اسناد تاریخی از بایگانیها بود.
the team is focused on salvaging any usable parts from the wreckage.
تیم بر جمعآوری هر قطعه قابل استفاده از بقایای بدنه تمرکز دارد.
it's a difficult process, but they're determined in salvaging the situation.
این یک فرآیند دشوار است، اما آنها مصمم به بهبود وضعیت هستند.
salvaging efforts
تلاشهای بازیابی
salvaging operations
عملیات بازیابی
salvaged goods
کالاهای بازیابی شده
salvaging wreckage
بازیابی بقایای خسارتدیده
salvaging data
بازیابی دادهها
salvaging valuables
بازیابی اشیاء قیمتی
salvaging the situation
نجات دادن وضعیت
salvaging remains
بازیابی بقایا
salvaging history
بازیابی تاریخ
salvaging potential
بازیابی پتانسیل
the salvage team is carefully salvaging valuable artifacts from the sunken ship.
گروه نجات در حال جمعآوری دقیق مصنوعات با ارزش از کشتی غرق شده هستند.
after the storm, they began salvaging debris from the coastline.
پس از طوفان، آنها شروع به جمعآوری بقایای از خط ساحلی کردند.
we're salvaging what we can from the damaged warehouse after the fire.
ما در حال جمعآوری آنچه میتوانیم از انبار آسیبدیده پس از آتشسوزی هستیم.
the company is salvaging its reputation after the product recall.
شرکت در حال بازیابی شهرت خود پس از فراخوان محصول است.
the divers spent hours salvaging cargo from the ocean floor.
غواصان ساعتها برای جمعآوری بار از کف اقیانوس وقت گذراندند.
they're salvaging data from the hard drive after the system crash.
آنها در حال بازیابی دادهها از هارد دیسک پس از خرابی سیستم هستند.
the goal of the mission is salvaging survivors after the earthquake.
هدف از این مأموریت نجات بازماندگان پس از زلزله است.
the insurance company is assisting in salvaging the damaged property.
شرکت بیمه در حال کمک به بازیابی اموال آسیبدیده است.
the project involved salvaging historical documents from the archives.
این پروژه شامل جمعآوری اسناد تاریخی از بایگانیها بود.
the team is focused on salvaging any usable parts from the wreckage.
تیم بر جمعآوری هر قطعه قابل استفاده از بقایای بدنه تمرکز دارد.
it's a difficult process, but they're determined in salvaging the situation.
این یک فرآیند دشوار است، اما آنها مصمم به بهبود وضعیت هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید