salvationists

[ایالات متحده]/sælˈveɪʃənɪst/
[بریتانیا]/sælˈveɪʃənɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عضو ارتش نجات یا یک موعظه‌کننده
adj. مربوط به ارتش نجات

عبارات و ترکیب‌ها

salvationist mission

ماموریت رستگاری

salvationist beliefs

اعتقادات رستگاری‌گرایان

salvationist community

جامعه رستگاری‌گرایان

salvationist service

خدمات رستگاری‌گرایان

salvationist outreach

گسترش رستگاری‌گرایان

salvationist principles

اصول رستگاری‌گرایی

salvationist values

ارزش‌های رستگاری‌گرایان

salvationist leadership

رهبری رستگاری‌گرایان

salvationist organization

سازمان رستگاری‌گرایان

salvationist activities

فعالیت‌های رستگاری‌گرایان

جملات نمونه

the salvationist dedicated his life to helping others.

نجات‌گر زندگی خود را وقف کمک به دیگران کرد.

many salvationists work in underprivileged communities.

بسیاری از نجات‌گران در مناطق محروم کار می‌کنند.

the salvationist organization provided food and shelter.

سازمان نجات‌گر غذا و سرپناه ارائه داد.

as a salvationist, she believes in the power of compassion.

به عنوان یک نجات‌گر، او به قدرت شفقت اعتقاد دارد.

he was inspired to become a salvationist after volunteering.

پس از داوطلبی، او برای تبدیل شدن به یک نجات‌گر الهام گرفت.

the salvationist's mission is to spread hope.

ماموریت نجات‌گران گسترش امید است.

she joined a group of salvationists to support disaster relief.

او برای حمایت از امداد و نجات، به گروهی از نجات‌گران پیوست.

salvationists often collaborate with local charities.

نجات‌گران اغلب با سازمان‌های خیریه محلی همکاری می‌کنند.

the salvationist community organized a fundraising event.

جامعه نجات‌گران یک رویداد جمع‌آوری کمک‌های مالی برگزار کرد.

his role as a salvationist brought him great fulfillment.

نقش او به عنوان یک نجات‌گر، او را بسیار راضی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید