sambas

[ایالات متحده]/ˈsæmbəz/
[بریتانیا]/ˈsæmbəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی رقص که منشاء آن از آفریقاست و در برزیل محبوب است؛ یک منطقه در غرب کالیمانتان، اندونزی

عبارات و ترکیب‌ها

sambas dance

رقص سامبا

sambas rhythm

ریتم سامبا

sambas music

موسیقی سامبا

sambas festival

جشنواره سامبا

sambas parade

نمایش سامبا

sambas style

سبک سامبا

sambas competition

مسابقه سامبا

sambas steps

گام‌های سامبا

sambas performance

اجرای سامبا

sambas group

گروه سامبا

جملات نمونه

they danced sambas all night long.

آنها تمام شب طولانی سامبا می‌رقصیدند.

she loves to teach sambas to beginners.

او عاشق آموزش سامبا به مبتدیان است.

we watched a performance of sambas at the festival.

ما یک اجرای سامبا را در جشنواره تماشا کردیم.

he practices sambas every weekend.

او هر آخر هفته سامبا تمرین می‌کند.

the sambas music filled the air with energy.

موسیقی سامبا هوا را با انرژی پر کرد.

many people joined in the sambas dance.

بسیاری از مردم به رقص سامبا پیوستند.

she performed sambas at the local dance competition.

او در مسابقه رقص محلی سامبا اجرا کرد.

learning sambas requires rhythm and practice.

یادگیری سامبا به ریتم و تمرین نیاز دارد.

the instructor demonstrated various sambas styles.

مربی سبک‌های مختلف سامبا را نشان داد.

they enjoyed the lively sambas during the carnival.

آنها از سامبای پرانرژی در کارناوال لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید