rhythms

[ایالات متحده]/ˈrɪðəmz/
[بریتانیا]/ˈrɪðəmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع ریتم؛ تغییرات منظم؛ الگوها؛ قافیه

عبارات و ترکیب‌ها

natural rhythms

ریتم‌های طبیعی

biological rhythms

ریتم‌های زیستی

daily rhythms

ریتم‌های روزانه

musical rhythms

ریتم‌های موسیقی

cultural rhythms

ریتم‌های فرهنگی

life rhythms

ریتم‌های زندگی

social rhythms

ریتم‌های اجتماعی

work rhythms

ریتم‌های کاری

seasonal rhythms

ریتم‌های فصلی

emotional rhythms

ریتم‌های احساسی

جملات نمونه

the rhythms of nature can be soothing.

ریتم‌های طبیعت می‌توانند آرامش‌بخش باشند.

she dances to the rhythms of the music.

او به ریتم موسیقی می‌رقصد.

different cultures have unique rhythms in their music.

فرهنگ‌های مختلف ریتم‌های منحصربه‌فردی در موسیقی خود دارند.

understanding the rhythms of life is important.

درک ریتم زندگی مهم است.

the rhythms of the city can be overwhelming.

ریتم شهر می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

he has a natural sense for the rhythms of conversation.

او حس طبیعی برای ریتم گفتگو دارد.

the rhythms of the ocean are calming.

ریتم اقیانوس آرامش‌بخش است.

they explored the rhythms of traditional dances.

آنها ریتم رقص‌های سنتی را بررسی کردند.

learning to play an instrument involves understanding rhythms.

یادگیری نواختن یک ساز شامل درک ریتم‌ها می‌شود.

she enjoys the rhythms of jazz music.

او از ریتم‌های موسیقی جاز لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید