sanctities

[ایالات متحده]/ˈsæŋk.tɪ.tiz/
[بریتانیا]/ˈsæŋk.tɪ.tiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت یا کیفیت مقدس بودن، مقدس یا قدیس بودن؛ چیزهایی که مقدس یا غیرقابل نقض در نظر گرفته می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

defend sanctities

دفاع از مقدسات

respect sanctities

احترام به مقدسات

violate sanctities

نقض حریم مقدسات

protect sanctities

حفاظت از مقدسات

honor sanctities

ارجو به مقدسات

acknowledge sanctities

به رسمیت شناختن مقدسات

preserve sanctities

حفظ مقدسات

uphold sanctities

تایید مقدسات

safeguard sanctities

ایمن نگه داشتن مقدسات

cherish sanctities

ارزش قائل شدن برای مقدسات

جملات نمونه

we must protect the sanctities of nature.

ما باید از تقدس‌های طبیعت محافظت کنیم.

religious leaders often discuss the sanctities of faith.

رهبران مذهبی اغلب در مورد تقدس‌های ایمان بحث می‌کنند.

respecting the sanctities of life is essential.

احترام به تقدس‌های زندگی ضروری است.

many cultures have their own sanctities.

فرهنگ‌های زیادی از خودشان تقدس‌هایی دارند.

we should honor the sanctities of human rights.

ما باید به تقدس‌های حقوق بشر احترام بگذاریم.

the sanctities of marriage are often debated.

تقدس‌های ازدواج اغلب مورد بحث قرار می‌گیرند.

violating the sanctities of tradition can lead to conflict.

نقض تقدس‌های سنت می‌تواند منجر به درگیری شود.

artists express the sanctities of culture through their work.

هنرمندان از طریق آثار خود، تقدس‌های فرهنگ را بیان می‌کنند.

understanding the sanctities of different beliefs is important.

درک تقدس‌های باورهای مختلف مهم است.

he spoke about the sanctities of freedom and justice.

او در مورد تقدس‌های آزادی و عدالت صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید