sanctum

[ایالات متحده]/ˈsæŋktəm/
[بریتانیا]/ˈsæŋktəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان مقدس، به ویژه اتاق خصوصی در معبد یا کلیسا.
شکل‌های واژه
جمعsanctums

عبارات و ترکیب‌ها

inner sanctum

حریم خصوصی

جملات نمونه

The clubhouse was their sanctum sanctorum.

کلابهاوس مقدس آنها بود.

the sanctum in an ancient temple

حرم در یک معبد باستانی

he walked into the inner sanctum of the editor's office.

او وارد حرم داخلی دفتر ویراستار شد.

My presence in his sanctum was evidently esteemed a piece of impudence too shameful for remark.

حضور من در خلوتگاه او آشکارا به عنوان نوعی بی احترامی بیش از حد شرم آور برای اظهار نظر تلقی می شد.

Quia fecit mihi magna qui potens est, et sanctum nomen eius.

Quia fecit mihi magna qui potens est, et sanctum nomen eius.

seeking solace in her sanctum

جستجوی آرامش در حرم او

meditating in his sanctum

در حال مراقبه در حرم او

finding refuge in the sanctum

یافتن پناهگاه در حرم

creating a personal sanctum

ایجاد یک حرم شخصی

retreating to his sanctum

بازگشت به حرم او

decorating her sanctum with candles

تزیین حرم او با شمع

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید