sandbar

[ایالات متحده]/ˈsændˌbɑː/
[بریتانیا]/ˈsændˌbɑr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خط تپه‌ای از شن که توسط جریانات در یک رودخانه یا دریا ساخته شده است؛ یک بانک شن که زیر آب یا در معرض دید است

عبارات و ترکیب‌ها

sandbar fishing

ماهیتراشی

sandbar boat

قایق ساحلی

sandbar beach

ساحل ماسه‌ای

sandbar area

منطقه ماسه‌ای

sandbar habitat

زیستگاه ماسه‌ای

sandbar formation

تشکیل ماسه‌ها

sandbar erosion

فرسایش ماسه‌ها

sandbar navigation

ناوبری در ماسه‌ها

sandbar tides

جزر و مد در ماسه‌ها

sandbar wildlife

حیات وحش ماسه‌ای

جملات نمونه

the sandbar was a perfect spot for fishing.

گودال ماسه‌ای مکانی عالی برای ماهیگیری بود.

we set up our picnic on the sandbar.

ما پیک نیک خود را روی گودال ماسه‌ای چیدیم.

the boat got stuck on the sandbar.

قایق در گودال ماسه‌ای گیر کرد.

sandbars can shift with the tides.

گودال‌های ماسه‌ای می‌توانند با جزر و مد جابجا شوند.

many birds gather on the sandbar during low tide.

بسیاری از پرندگان در زمان جزر، روی گودال ماسه‌ای جمع می‌شوند.

the sandbar was a popular spot for sunbathing.

گودال ماسه‌ای مکانی محبوب برای آفتاب گرفتن بود.

we explored the sandbar at sunset.

ما گودال ماسه‌ای را هنگام غروب آفتاب کاوش کردیم.

sandbars can be dangerous for inexperienced boaters.

گودال‌های ماسه‌ای می‌توانند برای قایقرانان بی‌تجربه خطرناک باشند.

during summer, the sandbar becomes a gathering place.

در طول تابستان، گودال ماسه‌ای به مکانی تجمع تبدیل می‌شود.

the sandbar provided a natural barrier against waves.

گودال ماسه‌ای یک سد طبیعی در برابر امواج فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید