sapphist

[ایالات متحده]/[ˈsæfɪst]/
[بریتانیا]/[ˈsæfɪst]/

ترجمه

n. فردی که در مورد سapphire‌ها دانشمند یا علاقه‌مند است.؛ متخصص سapphire‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

sapphist gaze

نگاه ساپسیست

sapphist style

سبک ساپسیست

becoming a sapphists

شدن یک ساپسیست

sapphists appreciate

ساپسیست‌ها ارزیابی می‌کنند

sapphist influence

تأثیر ساپسیست

sapphists' choice

انتخاب ساپسیست‌ها

sapphists creating

ساپسیست‌ها ساختن

جملات نمونه

the sapphist's collection included rare antique bottles.

مجموعه ساپیست شامل لیوان‌های قدیمی نادری بود.

she is a passionate sapphist with a keen eye for detail.

او یک ساپیست واقع‌گرای با چشم‌اندازی حساس به جزئیات است.

he became a renowned sapphist after years of dedicated study.

پس از چندین سال مطالعه متمرکز، او یک ساپیست معروف شد.

the sapphist meticulously cleaned and cataloged each piece.

ساپیست هر قطعه را با دقت شست و شو و دسته‌بندی کرد.

a dedicated sapphist, she spent hours at auction houses.

یک ساپیست وفادار، او ساعات در خانه‌های مزایده گذراند.

the sapphist shared his knowledge with other enthusiasts.

ساپیست دانش خود را با دیگر علاقه‌مندان به اشتراک گذاشت.

he sought out unique and unusual pieces as a sapphist.

به عنوان یک ساپیست، او به دنبال قطعات منحصر به فرد و غیرمعمول بود.

the sapphist's expertise was highly sought after by collectors.

expertise ساپیست توسط جمع‌آوران به دنبال می‌شد.

as a sapphist, she appreciated the history behind each bottle.

به عنوان یک ساپیست، او از تاریخ پشت هر لیوان لذت می‌برد.

the sapphist carefully examined the bottle's pontil mark.

ساپیست با دقت نشان pontil لیوان را بررسی کرد.

the sapphist's passion for glass was evident in his collection.

عشق ساپیست به شیشه در مجموعه‌اش آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید