sated appetite
اشتهای سیر
sated hunger
گرسنگی سیر
sated desire
تمایل سیر
sated palate
حس چشهای سیر
sated thirst
تشنگی سیر
sated needs
نیازهای سیر
sated cravings
هوسهای سیر
sated soul
روح سیر
sated emotions
احساسات سیر
sated mind
ذهن سیر
the feast left everyone feeling sated.
جشن، همه را احساس سير بودن داد.
after the big meal, i was completely sated.
بعد از غذای بزرگ، من کاملاً سیر بودم.
he felt sated after indulging in his favorite dessert.
او بعد از لذت بردن از دسر مورد علاقه اش احساس سیر بودن کرد.
the rich flavors of the dish left us sated.
طعمهای غنی غذا ما را سیر کرد.
she was sated with the attention she received.
او با توجهی که دریافت کرد سیر شد.
after a long day, he was sated with relaxation.
بعد از یک روز طولانی، او با آرامش سیر شد.
the children were sated after their snacks.
کودکان بعد از میان وعده هایشان سیر شدند.
they were sated by the end of the movie.
آنها تا پایان فیلم سیر شدند.
his curiosity was sated after reading the book.
کنجکاوی او بعد از خواندن کتاب سیر شد.
the garden was sated with vibrant flowers.
باغ با گلهای پر جنب و جوش سیر شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید