satiable

[ایالات متحده]/ˈseɪʃəbl/
[بریتانیا]/ˈseɪʃəbl/

ترجمه

adj. قابل رضایت

عبارات و ترکیب‌ها

satiable appetite

اشتهای سیری‌ناپذیر

satiable desire

تمایل سیری‌ناپذیر

satiable needs

نیازهای سیری‌ناپذیر

satiable thirst

تشنگی سیری‌ناپذیر

satiable hunger

گرسنگی سیری‌ناپذیر

satiable craving

هوس سیری‌ناپذیر

satiable demand

تقاضای سیری‌ناپذیر

satiable curiosity

کنجکاوی سیری‌ناپذیر

satiable wants

خواسته‌های سیری‌ناپذیر

satiable expectations

انتظارات سیری‌ناپذیر

جملات نمونه

her curiosity is insatiable, always seeking new knowledge.

کنجکاوی او سیرناپذیر است، همیشه به دنبال دانش جدید است.

he has an insatiable appetite for adventure.

او اشتیاپذیر برای ماجراجویی دارد.

the insatiable demand for luxury goods continues to rise.

تقاضای سیرناپذیر برای کالاهای لوکس همچنان در حال افزایش است.

her insatiable thirst for success drives her to work hard.

تشنگی سیرناپذیر او برای موفقیت او را به تلاش وا می دارد.

he is known for his insatiable love for music.

او به خاطر عشق سیرناپذیرش به موسیقی شناخته شده است.

the insatiable quest for knowledge is a hallmark of great thinkers.

جستجوی سیرناپذیر برای دانش، نشانه‌ای از تفکر بزرگ است.

her insatiable passion for painting led her to become an artist.

اشتیاق سیرناپذیر او به نقاشی باعث شد او به یک هنرمند تبدیل شود.

they have an insatiable desire to travel the world.

آنها میل سیرناپذیری برای سفر در سراسر جهان دارند.

the insatiable need for validation can be exhausting.

نیاز سیرناپذیر به تایید می تواند خسته کننده باشد.

his insatiable curiosity often leads him to explore unknown places.

کنجکاوی سیرناپذیر او اغلب او را به کشف مکان های ناشناخته سوق می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید