sating

[ایالات متحده]/seɪt/
[بریتانیا]/seɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کاملاً راضی کردن (به‌ویژه با چیزی نامطلوب)؛ اشباع کردن، دل‌زده کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

sate your hunger

سیری بخشیدن اشتیاق

sate your curiosity

سیری بخشیدن کنجکاوی

sate your cravings

سیری بخشیدن هوس

sate your appetite

سیری بخشیدن اشتهای شما

sate your desire

سیری بخشیدن خواسته شما

جملات نمونه

sate your appetite at the resort's restaurant.

اشتهای خود را در رستوران استراحتگاه سیر کنید.

He used her just to sate his lust.

او فقط از او برای ارضای هوسش استفاده کرد.

afterwards, sated and happy, they both slept.

بعد از آن، سیر و راضی، هر دو خوابیدند.

The tiger that has once tasted blood is never sated with the taste of it.

ببری که یک بار طعم خون را چشیده، هرگز با طعم آن سیر نمی‌شود.

The novel she finished last night sated her appetite for fiction.

رمانى که شب گذشته به پایان رساند، اشتیاق او را به داستان‌سرایى سیر کرد.

No more will the creators of a new element be able to name it after a famous scientist( lawrencium), city( berkelium), or sate( californium).

دیگر خالقان یک عنصر جدید نخواهند توانست آن را به نام یک دانشمند مشهور (لورنسیم)، شهر (برکلیوم) یا ایالت (کالیفرنیوم) نامگذاری کنند.

نمونه‌های واقعی

But after eating the meal, the baby wasn't sated.

اما بعد از خوردن غذا، کودک سیر نشد.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

And for the first time, I felt sated.

و برای اولین بار، احساس سیر بودن کردم.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

But her appetite for adventure wasn't fully sated by writing articles about the seedy goings-on of New York City.

اما اشتیاق او به ماجراجویی به طور کامل با نوشتن مقالاتی در مورد اتفاقات مشکوک نیویورک سیتی سیر نشد.

منبع: Women Who Changed the World

More than half of the dust that reaches the United States settles in the sate of Florida.

بیشتر از نصف غباری که به ایالات متحده می رسد، در ایالت فلوریدا می نشیند.

منبع: New Horizons College English Audio-Visual Course (Third Edition)

And so the baby entered the world with a hole, but it never found the thing that could have sated it.

و به این ترتیب، نوزاد با سوراخی وارد جهان شد، اما هرگز چیزی را که می توانست سیرش کند، پیدا نکرد.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

The creature behind them jerked and moaned, and Harry and Dumbledore sate without talking for the longest time yet.

موجود پشت سرشان تکان خورد و ناله کرد، و هری و دامبلدور برای مدت طولانی بدون صحبت کردند.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

Then whenever there's sate on the menu, we usually get sate.

سپس هر وقت سَیت در منو وجود دارد، معمولاً سَیت سفارش می دهیم.

منبع: Little Foodie

But still, Ted's curiosity was never fully sated.

اما هنوز هم، کنجکاوی تد هرگز به طور کامل سیر نشد.

منبع: himym09

She is rage incarnate and will not be sated until our world is ashes and ruins.

او تجسم خشم است و تا زمانی که جهان ما به خاکستر و خرابه تبدیل نشود، سیر نخواهد شد.

منبع: Defeating the movie moguls

He could not sate himself with the pleasure of smelling their perfume.

او نمی توانست با لذت بوییدن عطر آنها سیر شود.

منبع: The Red and the Black (Part One)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید