sauger

[ایالات متحده]/ˈsɔːɡə/
[بریتانیا]/ˈsɔɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی، به‌ویژه سوجر کانادایی یا سوجر بزرگ چشم

عبارات و ترکیب‌ها

big sauger

سنگر بزرگ

sauger fishing

ماهیتراشی سنگر

sauger season

فصل سنگر

catch sauger

گرفتن سنگر

sauger bait

طعمه سنگر

sauger limit

محدودیت سنگر

sauger species

گونه سنگر

sauger size

اندازه سنگر

trophy sauger

سنگر افتخاری

sauger population

جمعیت سنگر

جملات نمونه

the sauger is a popular fish among anglers.

ساگر ماهی محبوبی در بین ماهیگیران است.

many people enjoy catching sauger in the spring.

بسیاری از مردم از صید سوف در بهار لذت می برند.

sauger can be found in rivers and lakes.

سوف را می توان در رودخانه ها و دریاچه ها یافت.

using the right bait can help catch more sauger.

استفاده از طعمه مناسب می تواند به صید سوف بیشتر کمک کند.

he caught a huge sauger during his fishing trip.

او در طول سفر ماهیگیری خود یک سوف بزرگ صید کرد.

sauger are known for their sharp teeth.

سوف به دلیل دندان های تیزشان شناخته می شوند.

fishing for sauger requires patience and skill.

ماهیگیری برای سوف نیاز به صبر و مهارت دارد.

he studied the behavior of sauger in their natural habitat.

او رفتار سوف را در زیستگاه طبیعی آنها مطالعه کرد.

the sauger population is thriving in this region.

جمعیت سوف در این منطقه در حال رونق است.

many anglers prefer sauger over other fish species.

بسیاری از ماهیگیران سوف را بر سایر گونه های ماهی ترجیح می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید