sawdust

[ایالات متحده]/'sɔːdʌst/
[بریتانیا]/'sɔ'dʌst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ذرات کوچک چوب که توسط برش ایجاد شده‌اند
adj. پوشیده یا پر شده با ذرات کوچک چوب
vt. پخش کردن خاک اره روی؛ پر کردن با خاک اره

جملات نمونه

the old-fashioned spit-and-sawdust pub.

میخانه قدیمی با حال و هوای سنتی

Collected in the scriptorium, this sawdust comes from the shelf that fell on Philibert.

دریافت شده در اسکریپتوریوم، این خاک اره از قفسه‌ای که روی فیلیبرت افتاد، به دست آمده است.

In the little café, Chez Pierrot, beside the tobacconist's, the waiter was sweeping up the sawdust in the empty restaurant.

در کافه کوچک، Chez Pierrot، در کنار فروشگاه دخانیات، گارسون داشت خاکستر را در رستوران خالی جمع آوری می کرد.

By means of cyanoethylation and chlorination,wood sawdust was converted into thermoplastic material and then compounded with short sisal fibers.

با استفاده از cyanoethylation و chlorination، خاک اره چوبی به مواد پلاستیکی حرارتی تبدیل شد و سپس با الیاف کوتاه sisal ترکیب شد.

Method Two types of slow releasing sawdust balls(floating type and sinking type) containing niclosamide were designed.

روش دو نوع توپ خاک اره با رهش آهسته (نوع شناور و نوع غرق شده) حاوی niclosamide طراحی شدند.

The number of coccidian oocysts in wormcast group was lower thanthat in sawdust group , which was helpful to control the coccidiosis of chicken before 60 days old .

تعداد واکه‌های کوکسیدی در گروه wormcast کمتر از گروه خاک اره بود که برای کنترل کوکسیدیوز جوجه‌ها قبل از 60 روزگی مفید بود.

Dried Ruminant Waste may contain up to 35% sawdust and Undried Processed Animal Waste may contain up to 40% sawdust.

ضایعات حاصل از هضم حیوانات تک‌معده‌ای ممکن است تا 35% خاک اره و ضایعات جانوری فرآوری نشده تا 40% خاک اره داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید