scamped

[ایالات متحده]/skæmpt/
[بریتانیا]/skæmpt/

ترجمه

n. ناپاک؛ رند؛ فرد شیطنت‌آمیز؛ راهزن (کهنه)
v. به طور بی‌دقت (کار) انجام دادن

عبارات و ترکیب‌ها

scamped away

دور شد

scamped off

دور شد

scamped back

بازگشت

scamped out

بیرون رفت

scamped past

از کنار عبور کرد

scamped along

همراه رفتن

scamped home

به خانه رفت

scamped offstage

از صحنه دور شد

scamped around

چپ و راست کرد

scamped forward

به جلو رفت

جملات نمونه

he scamped away before anyone could catch him.

او قبل از اینکه کسی بتواند او را بگیرد، به سرعت دور شد.

they scamped through the park, excited for the adventure.

آنها با هیجان برای ماجراجویی، به سرعت از پارک عبور کردند.

she scamped off to the store to buy some snacks.

او برای خرید میان وعده به سرعت به مغازه رفت.

the children scamped around the playground, laughing and playing.

کودکان با خنده و بازی، به سرعت در زمین بازی چرخیدند.

he scamped back home when the rain started.

وقتی باران شروع شد، او با سرعت به خانه بازگشت.

she scamped down the street to catch the bus.

او برای گرفتن اتوبوس به سرعت در خیابان پایین رفت.

the puppy scamped across the yard, full of energy.

سگ بچه با انرژی زیاد، به سرعت در حیاط دوید.

they scamped into the house, eager to share their news.

آنها با اشتیاق برای به اشتراک گذاشتن اخبار خود، به سرعت وارد خانه شدند.

as soon as the bell rang, the students scamped out of the classroom.

به محض زنگ خوردن، دانش آموزان به سرعت از کلاس درس خارج شدند.

he scamped off to join his friends at the concert.

او برای پیوستن به دوستانش در کنسرت، به سرعت رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید