scanter

[ایالات متحده]/skænt/
[بریتانیا]/skænt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمبود در کمیت یا کیفیت؛ به سختی کافی
vt. کاهش یا محدود کردن؛ صرفه‌جویی یا حفظ کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

scant resources

منابع محدود

scant information

اطلاعات محدود

scant evidence

شواهد اندک

scanty details

جزئیات کم

scantily clad

نیمه عریان

scantily populated area

منطقه کم جمعیت

جملات نمونه

paid scant attention to the lecture.

تقریباً هیچ توجهی به سخنرانی نکرد.

three scant months ago

سه ماه کم

You have a scant hour in which to pack.

شما یک ساعت کم برای بسته‌بندی دارید.

a plenteous crop of wheat. scant

یک محصول فراوان گندم. کم

He paid scant attention to what was said.

او توجه کمی به آنچه گفته شد نشان داد.

the book's anecdotes have scant regard for credibility.

داستان‌های کتاب اهمیت کمی برای اعتبار قائل هستند.

companies with scant regard for the safety of future generations.

شرکت‌هایی که توجه کمی به ایمنی نسل‌های آینده دارند.

she weighed a scant two pounds.

وزن او فقط دو پوند بود.

Don't scant the butter when you make a cake.

وقتی کیک درست می‌کنید، کره را کم نریزید.

We were scant of breath after the lengthy climb.

ما بعد از صعود طولانی، کم‌نفس بودیم.

had to scant the older children in order to nourish the newborn.

برای تغذیه نوزاد، مجبور بودیم کودکان بزرگتر را نادیده بگیریم.

he does not scant his attention to the later writings.

او توجه کمی به نوشته‌های بعدی نمی‌کند.

The movers gave me a scant hour's notice of their arrival).

ناقصین با یک ساعت تأخیر از رسیدن خود به من اطلاع دادند.

a scant cup of sugar.See Synonyms at meager

یک فنجان کم شکر. به مترادف‌ها در فقیر مراجعه کنید

Our leisure time is scanted by this demanding job.

زمان فراغت ما توسط این شغل طاقت‌فرسا محدود شده است.

the press regularly scants a host of issues relating to safety and health.

رسانه ها به طور منظم تعدادی از مسائل مربوط به ایمنی و بهداشت را نادیده می گیرند.

Many mothers pay scant attention to their own needs when their children are small.

بسیاری از مادران وقتی فرزندانشان کوچک هستند، توجه کمی به نیازهای خود می‌کنند.

gave us scant respect) or to what falls short of an expected or desired amount (

به ما احترام کمی نشان داد) یا به آنچه کمتر از مقدار مورد انتظار یا مورد نظر است (

The theory of vested rights receives scant support at present day and it has, indeed, been devastatingly criticized.

تئوری حقوق تملک در حال حاضر حمایت کمی دارد و در واقع به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید