scarfed

[ایالات متحده]/skɑːft/
[بریتانیا]/skɑrft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زاویه‌دار یا متصل شده

عبارات و ترکیب‌ها

scarfed down

به سرعت خورد

scarfed up

به سرعت برداشت

scarfed it

آن را به سرعت خورد

scarfed food

غذا را به سرعت خورد

scarfed meal

وعده غذایی را به سرعت خورد

scarfed quickly

به سرعت خورد

scarfed leftovers

غذاهای باقی مانده را به سرعت خورد

scarfed snacks

میان وعده ها را به سرعت خورد

scarfed dessert

دسر را به سرعت خورد

scarfed breakfast

صبحانه را به سرعت خورد

جملات نمونه

he scarfed down his lunch in just a few minutes.

او ناهارش را در عرض چند دقیقه سریع نوشید.

after the hike, we scarfed some snacks quickly.

بعد از پیاده‌روی، ما به سرعت میان‌وعده‌هایی خوردیم.

she scarfed her dinner before heading out to the party.

او شامش را قبل از رفتن به مهمانی سریع خورد.

the kids scarfed up the pizza as soon as it arrived.

بچه‌ها به محض رسیدن پیتزا آن را سریع خوردند.

he scarfed the last piece of cake without hesitation.

او آخرین تکه کیک را بدون معطلی سریع خورد.

they scarfed down the burgers before the game started.

آنها قبل از شروع بازی همبرگرها را سریع خوردند.

i scarfed a quick breakfast before rushing to work.

من قبل از عجله به سر کار یک صبحانه سریع خوردم.

he scarfed the popcorn while watching the movie.

او در حین تماشای فیلم پاپ‌کورن را سریع خورد.

she scarfed her sandwich during the meeting.

او ساندویچش را در حین جلسه سریع خورد.

after the workout, i scarfed down a protein bar.

بعد از تمرین، من یک میلک‌شیک پروتئینی سریع خوردم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید