scarfed down
به سرعت خورد
scarfed up
به سرعت برداشت
scarfed it
آن را به سرعت خورد
scarfed food
غذا را به سرعت خورد
scarfed meal
وعده غذایی را به سرعت خورد
scarfed quickly
به سرعت خورد
scarfed leftovers
غذاهای باقی مانده را به سرعت خورد
scarfed snacks
میان وعده ها را به سرعت خورد
scarfed dessert
دسر را به سرعت خورد
scarfed breakfast
صبحانه را به سرعت خورد
he scarfed down his lunch in just a few minutes.
او ناهارش را در عرض چند دقیقه سریع نوشید.
after the hike, we scarfed some snacks quickly.
بعد از پیادهروی، ما به سرعت میانوعدههایی خوردیم.
she scarfed her dinner before heading out to the party.
او شامش را قبل از رفتن به مهمانی سریع خورد.
the kids scarfed up the pizza as soon as it arrived.
بچهها به محض رسیدن پیتزا آن را سریع خوردند.
he scarfed the last piece of cake without hesitation.
او آخرین تکه کیک را بدون معطلی سریع خورد.
they scarfed down the burgers before the game started.
آنها قبل از شروع بازی همبرگرها را سریع خوردند.
i scarfed a quick breakfast before rushing to work.
من قبل از عجله به سر کار یک صبحانه سریع خوردم.
he scarfed the popcorn while watching the movie.
او در حین تماشای فیلم پاپکورن را سریع خورد.
she scarfed her sandwich during the meeting.
او ساندویچش را در حین جلسه سریع خورد.
after the workout, i scarfed down a protein bar.
بعد از تمرین، من یک میلکشیک پروتئینی سریع خوردم.
scarfed down
به سرعت خورد
scarfed up
به سرعت برداشت
scarfed it
آن را به سرعت خورد
scarfed food
غذا را به سرعت خورد
scarfed meal
وعده غذایی را به سرعت خورد
scarfed quickly
به سرعت خورد
scarfed leftovers
غذاهای باقی مانده را به سرعت خورد
scarfed snacks
میان وعده ها را به سرعت خورد
scarfed dessert
دسر را به سرعت خورد
scarfed breakfast
صبحانه را به سرعت خورد
he scarfed down his lunch in just a few minutes.
او ناهارش را در عرض چند دقیقه سریع نوشید.
after the hike, we scarfed some snacks quickly.
بعد از پیادهروی، ما به سرعت میانوعدههایی خوردیم.
she scarfed her dinner before heading out to the party.
او شامش را قبل از رفتن به مهمانی سریع خورد.
the kids scarfed up the pizza as soon as it arrived.
بچهها به محض رسیدن پیتزا آن را سریع خوردند.
he scarfed the last piece of cake without hesitation.
او آخرین تکه کیک را بدون معطلی سریع خورد.
they scarfed down the burgers before the game started.
آنها قبل از شروع بازی همبرگرها را سریع خوردند.
i scarfed a quick breakfast before rushing to work.
من قبل از عجله به سر کار یک صبحانه سریع خوردم.
he scarfed the popcorn while watching the movie.
او در حین تماشای فیلم پاپکورن را سریع خورد.
she scarfed her sandwich during the meeting.
او ساندویچش را در حین جلسه سریع خورد.
after the workout, i scarfed down a protein bar.
بعد از تمرین، من یک میلکشیک پروتئینی سریع خوردم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید