scaring

[ایالات متحده]/ˈskɛərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskɛrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ترساندن یا ترسیدن
vt. ترساندن یا ترسناک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scaring kids

ترساندن بچه ها

scaring people

ترساندن مردم

scaring animals

ترساندن حیوانات

scaring friends

ترساندن دوستان

scaring away

ترساندن و دور کردن

scaring you

ترساندن شما

scaring me

ترساندن من

scaring off

ترساندن و فراری دادن

scaring others

ترساندن دیگران

scaring ghosts

ترساندن ارواح

جملات نمونه

scaring children is not acceptable behavior.

ترساندن کودکان رفتار قابل قبولی نیست.

he was scaring his friends with ghost stories.

او داشت با داستان‌های شبح‌سوزی دوستانش را می‌ترساند.

they were scaring away the birds from the garden.

آنها داشتند پرندگان را از باغ دور می‌کردند.

scaring people can lead to misunderstandings.

ترساندن مردم می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

the loud noise was scaring the pets.

صدای بلند حیوانات خانگی را می‌ترساند.

she loves scaring her friends during halloween.

او عاشق ترساندن دوستانش در هالووین است.

scaring someone unexpectedly can be dangerous.

ترساندن ناگهانی کسی می‌تواند خطرناک باشد.

he enjoys scaring his little sister with pranks.

او از دست زدن به خواهر کوچکش با شوخی لذت می‌برد.

the movie was scaring everyone in the theater.

فیلم همه افراد در سینما را می‌ترساند.

scaring the cat made it run away.

ترساندن گربه باعث شد فرار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید