scrounged food
غذاهای جمعآوریشده
scrounged money
پولهای جمعآوریشده
scrounged items
اشیای جمعآوریشده
scrounged help
کمکهای جمعآوریشده
scrounged supplies
تجهیزات جمعآوریشده
scrounged support
حمایتهای جمعآوریشده
scrounged resources
منابع جمعآوریشده
scrounged favors
لطفهایی که به دست آوردیم
scrounged drinks
نوشیدنیهای جمعآوریشده
scrounged goods
کالاهای جمعآوریشده
he scrounged for food in the trash.
او برای غذا در سطل زباله جستجو کرد.
they scrounged together enough money for the trip.
آنها به اندازه کافی پول برای سفر جمع کردند.
she scrounged a ride to the concert.
او یک سفر به کنسرت به دست آورد.
he scrounged up some old clothes for the charity.
او مقداری لباس قدیمی برای خیریه جمع کرد.
we scrounged around the house for spare change.
ما در خانه برای سکه های اضافی گشتیم.
she scrounged a few extra hours at work.
او چند ساعت اضافی در محل کار به دست آورد.
he scrounged up a few friends to help him move.
او چند دوست برای کمک به او برای نقل مکان جمع کرد.
they scrounged for ideas during the brainstorming session.
آنها در طول جلسه بارش فکری برای ایده ها جستجو کردند.
she scrounged some supplies from the office.
او مقداری لوازم را از دفتر به دست آورد.
he scrounged together a makeshift shelter.
او یک پناهگاه موقت جمع کرد.
scrounged food
غذاهای جمعآوریشده
scrounged money
پولهای جمعآوریشده
scrounged items
اشیای جمعآوریشده
scrounged help
کمکهای جمعآوریشده
scrounged supplies
تجهیزات جمعآوریشده
scrounged support
حمایتهای جمعآوریشده
scrounged resources
منابع جمعآوریشده
scrounged favors
لطفهایی که به دست آوردیم
scrounged drinks
نوشیدنیهای جمعآوریشده
scrounged goods
کالاهای جمعآوریشده
he scrounged for food in the trash.
او برای غذا در سطل زباله جستجو کرد.
they scrounged together enough money for the trip.
آنها به اندازه کافی پول برای سفر جمع کردند.
she scrounged a ride to the concert.
او یک سفر به کنسرت به دست آورد.
he scrounged up some old clothes for the charity.
او مقداری لباس قدیمی برای خیریه جمع کرد.
we scrounged around the house for spare change.
ما در خانه برای سکه های اضافی گشتیم.
she scrounged a few extra hours at work.
او چند ساعت اضافی در محل کار به دست آورد.
he scrounged up a few friends to help him move.
او چند دوست برای کمک به او برای نقل مکان جمع کرد.
they scrounged for ideas during the brainstorming session.
آنها در طول جلسه بارش فکری برای ایده ها جستجو کردند.
she scrounged some supplies from the office.
او مقداری لوازم را از دفتر به دست آورد.
he scrounged together a makeshift shelter.
او یک پناهگاه موقت جمع کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید