scending

[ایالات متحده]/ˈsɛndɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɛndɪŋ/

ترجمه

n. نیرویی که امواج را حرکت می‌دهد؛ حرکت رو به بالای یک کشتی
vi. در یک کشتی بالا رفتن؛ از یک طرف به طرف دیگر نوسان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ascending order

مرتب‌سازی صعودی

descending order

مرتب‌سازی نزولی

ascending scale

مقیاس صعودی

descending scale

مقیاس نزولی

ascending trend

روند صعودی

descending trend

روند نزولی

ascending path

مسیر صعودی

descending path

مسیر نزولی

ascending phase

فاز صعودی

descending phase

فاز نزولی

جملات نمونه

she is ascending the corporate ladder quickly.

او به سرعت در حال صعود در نردبان سازمانی است.

the mountain climbers are ascending the peak.

کوهنوردان در حال صعود به قله هستند.

he felt a sense of joy while ascending the stairs.

او در حالی که از پله ها بالا می رفت، احساس شادی کرد.

the balloon is ascending into the sky.

بادکنک به آسمان صعود می کند.

the music gradually became more ascending.

موسیقی به تدریج صعودآمیزتر شد.

she enjoys ascending to new heights in her career.

او از صعود به ارتفاعات جدید در حرفه خود لذت می برد.

the temperature is ascending as summer approaches.

با نزدیک شدن تابستان، دما در حال افزایش است.

they are ascending the ranks of the competition.

آنها در حال صعود در رتبه های مسابقه هستند.

the rocket is ascending into orbit.

راکت به مدار صعود می کند.

the sun is ascending over the horizon.

خورشید از افق طلوع می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید