schizophrenic

[ایالات متحده]/ˌskɪdzəʊ'frenɪk/
[بریتانیا]/ˌskɪtsə'frɛnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخصه اسکیزوفرنی.
Word Forms

جملات نمونه

Conclusions The results suggest that there are abnormal metabolism in plasmatic AVP of schizophrenic patients.

نتیایج: این نتایج نشان می دهد که در بیماران اسکیزوفرنیک، متابولیسم غیرطبیعی در AVP پلاسما وجود دارد.

Results Murder cases of schizophrenics often took place to adolescent and postadolescent and lowincome crowd.Men did significant more than women did.Their degree of culture were low.

نتایج قتل های افراد اسکیزوفرنیک اغلب در بین نوجوانان و پس از نوجوانی و افراد کم درآمد رخ می دهد. مردان به طور قابل توجهی بیشتر از زنان انجام می دادند. سطح فرهنگ آنها پایین بود.

The patient exhibited schizophrenic behavior.

بیمار رفتارهای اسکیزوفرنی از خود نشان داد.

She struggles with schizophrenic episodes.

او با حملات اسکیزوفرنی دست و پنجه نرم می‌کند.

Schizophrenic individuals may experience hallucinations.

افراد مبتلا به اسکیزوفرنی ممکن است توهم تجربه کنند.

Medication is often prescribed for schizophrenic patients.

دارو اغلب برای بیماران اسکیزوفرنی تجویز می‌شود.

Schizophrenic symptoms can vary in severity.

علائم اسکیزوفرنی می‌توانند از نظر شدت متفاوت باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید