schlepping

[ایالات متحده]/ˈʃlep.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈʃlep.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حمل یا انتقال چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

schlepping bags

حمل کردن کیسه‌ها

schlepping stuff

حمل کردن وسایل

schlepping around

چک چک کردن اطراف

schlepping gear

حمل کردن تجهیزات

schlepping furniture

حمل کردن مبلمان

schlepping boxes

حمل کردن جعبه‌ها

schlepping laundry

حمل کردن لباس‌های شسته شده

schlepping supplies

حمل کردن لوازم

schlepping equipment

حمل کردن تجهیزات

schlepping things

حمل کردن چیزها

جملات نمونه

after a long day of schlepping boxes, i was exhausted.

بعد از یک روز طولانی جابه‌جایی جعبه‌ها، من خسته بودم.

she spent the weekend schlepping furniture to her new apartment.

او آخر هفته را صرف جابه‌جایی وسایل به آپارتمان جدیدش کرد.

we were schlepping our bags through the airport.

ما داشتیم چمدان‌هایمان را از طریق فرودگاه جابه‌جا می‌کردیم.

he enjoys schlepping around the city on weekends.

او از گشت و گذار در شهر در آخر هفته‌ها با جابه‌جایی وسایل لذت می‌برد.

schlepping all that equipment was a real workout.

جابه‌جایی تمام آن تجهیزات یک تمرین واقعی بود.

they were tired from schlepping supplies for the event.

آنها از جابه‌جایی لوازم برای رویداد خسته شده بودند.

schlepping groceries up three flights of stairs is no fun.

جابه‌جایی مواد غذایی تا سه طبقه بالا اصلا خوشایند نیست.

he was schlepping his guitar to the gig.

او گیتارش را به محل اجرا جابه‌جا می‌کرد.

after schlepping through the rain, we finally made it home.

بعد از جابه‌جایی در باران، بالاخره به خانه رسیدیم.

she complained about schlepping her kids around all day.

او در مورد جابه‌جایی بچه‌هایش در طول روز شکایت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید