lugging

[ایالات متحده]/ˈlʌɡɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlʌɡɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حمل کردن یا کشیدن یک بار سنگین
n. عمل حمل کردن یا کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

lugging bags

کشیدن کیسه‌ها

lugging boxes

کشیدن جعبه‌ها

lugging equipment

کشیدن تجهیزات

lugging furniture

کشیدن مبلمان

lugging gear

کشیدن وسایل

lugging tools

کشیدن ابزارها

lugging supplies

کشیدن لوازم

lugging groceries

کشیدن مواد غذایی

lugging luggage

کشیدن چمدان‌ها

lugging weight

کشیدن وزنه

جملات نمونه

after lugging the heavy boxes up the stairs, i was exhausted.

بعد از بالا بردن جعبه‌های سنگین از پله‌ها، من خسته بودم.

he spent the afternoon lugging his equipment to the campsite.

او بعد از ظهر وسایلش را به محل کمپینگ حمل کرد.

lugging groceries home in the rain is no fun.

حمل کردن مواد غذایی به خانه در باران اصلا خوشایند نیست.

she was lugging her backpack around the city all day.

او تمام روز کوله‌پشتی‌اش را در شهر حمل می‌کرد.

my brother is always lugging his guitar to every party.

برادر من همیشه گیتارش را به هر پارتی می‌برد.

lugging around a heavy suitcase can be quite tiring.

حمل یک چمدان سنگین می‌تواند بسیار خسته‌کننده باشد.

they were lugging furniture into their new apartment.

آنها در حال حمل مبلمان به آپارتمان جدیدشان بودند.

he was lugging a cooler filled with drinks to the beach.

او یک خنک‌کننده پر از نوشیدنی به سمت ساحل حمل می‌کرد.

lugging around heavy books can hurt your back.

حمل کتاب‌های سنگین می‌تواند به کمرتان آسیب برساند.

she got tired of lugging her laptop everywhere.

او از حمل لپ‌تاپش همه جا خسته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید