schmoes

[ایالات متحده]/ʃmoʊ/
[بریتانیا]/ʃmoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شخص احمق یا نادان؛ یک ساده‌لوح

عبارات و ترکیب‌ها

big schmo

schmo بزرگ

schmo job

مشغله‌ی schmo

schmo down

schmo پایین

schmo alert

هشدار schmo

schmo fest

جشنواره schmo

schmo talk

صحبت‌های schmo

schmo king

شاه schmo

schmo show

نمایش schmo

schmo face

چهره‌ی schmo

schmo game

بازی schmo

جملات نمونه

don't be a schmo and forget your friend's birthday.

این کار را نکن و تولد دوستت را فراموش کن.

he acted like a schmo during the meeting.

او در طول جلسه مانند یک آدم احمق رفتار کرد.

why do you always let that schmo take advantage of you?

چرا همیشه اجازه می‌دهی آن آدم احمق از تو سوء استفاده کند؟

she called him a schmo for not preparing for the exam.

او او را به خاطر آماده نشدن برای امتحان، آدم احمق نامید.

stop being a schmo and start taking this seriously.

دیگه مثل آدم احمق رفتار نکن و جدی بگیرید.

he's such a schmo when it comes to dating.

وقتی صحبت از قرار ملاقات می‌شود، او واقعاً آدم احمقی است.

don't let that schmo get under your skin.

نذار اون آدم احمق ناراحتت کنه.

she always knew he was a schmo deep down.

او همیشه می‌دانست که او در اعماق وجودش یک آدم احمق است.

being a schmo won't help you succeed in life.

بودن یک آدم احمق به شما در رسیدن به اهداف زندگی کمک نخواهد کرد.

he made a schmo of himself at the party last night.

او شب گذشته در مهمانی چه کارها که برای خجالت نکرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید