| جمع | schoolkids |
every schoolkid
هر دانشآموز
little schoolkid
دانشآموز کوچک
like schoolkids
مثل دانشآموزان
poor schoolkid
دانشآموز فقیر
schoolkid's life
زندگی دانشآموز
smart schoolkid
دانشآموز باهوش
schoolkids at
دانشآموزان در
typical schoolkid
دانشآموز معمول
schoolkid today
دانشآموز امروز
normal schoolkid
دانشآموز معمولی
the eager schoolkid raised her hand to answer every question in class.
دلمباز دانشآموز با دستانش را بلند کرد تا به هر سوالی در کلاس پاسخ دهد.
many schoolkids dream of becoming astronauts when they grow up.
بسیاری از دانشآموزان رویای خود را در مورد شدن به فضانورد وقتی بزرگ میشوند دارند.
the shy schoolkid sat alone at lunch, hoping to make new friends.
دانشآموز خجالتطلب تنها در ناهار نشست و امیدوار بود که دوست جدیدی بیابد.
a typical schoolkid spends about six hours in school each day.
یک دانشآموز معمولی در مدرسه حدود شش ساعت روزی میگذراند.
the curious schoolkid always asked why the sky was blue.
دانشآموز علاقهمند همیشه میپرسید چرا آسمان آبی است.
schoolkid fashion often includes trendy backpacks and colorful sneakers.
مد لباس دانشآموزان اغلب شامل کیفهای مدرن و کفشهای رنگی است.
the responsible schoolkid never forgot to do her homework.
دانشآموز مسئول هرگز به انجام دادن تکالیف خود فراموش نمیکرد.
energetic schoolkids love playing sports during recess.
دانشآموزان انرژیزدای در زمان استراحت دوست دارند ورزش کنند.
the young schoolkid was nervous on his first day of school.
دانشآموز جوان در روز اول مدرسه نگران بود.
schoolkid life can be both fun and challenging.
زندگی دانشآموزان میتواند هم سرگرم کننده و هم چالشبرانگیز باشد.
the mischievous schoolkid secretly passed notes to his friends in class.
دانشآموز شیطنتکش در کلاس به دوستهایش نامههایی را به طور مخفی ارسال میکرد.
parents always worry about their schoolkid's safety walking to school.
والدین همیشه از ایمنی دانشآموز خود در راه رفتن به مدرسه نگرانند.
every schoolkid
هر دانشآموز
little schoolkid
دانشآموز کوچک
like schoolkids
مثل دانشآموزان
poor schoolkid
دانشآموز فقیر
schoolkid's life
زندگی دانشآموز
smart schoolkid
دانشآموز باهوش
schoolkids at
دانشآموزان در
typical schoolkid
دانشآموز معمول
schoolkid today
دانشآموز امروز
normal schoolkid
دانشآموز معمولی
the eager schoolkid raised her hand to answer every question in class.
دلمباز دانشآموز با دستانش را بلند کرد تا به هر سوالی در کلاس پاسخ دهد.
many schoolkids dream of becoming astronauts when they grow up.
بسیاری از دانشآموزان رویای خود را در مورد شدن به فضانورد وقتی بزرگ میشوند دارند.
the shy schoolkid sat alone at lunch, hoping to make new friends.
دانشآموز خجالتطلب تنها در ناهار نشست و امیدوار بود که دوست جدیدی بیابد.
a typical schoolkid spends about six hours in school each day.
یک دانشآموز معمولی در مدرسه حدود شش ساعت روزی میگذراند.
the curious schoolkid always asked why the sky was blue.
دانشآموز علاقهمند همیشه میپرسید چرا آسمان آبی است.
schoolkid fashion often includes trendy backpacks and colorful sneakers.
مد لباس دانشآموزان اغلب شامل کیفهای مدرن و کفشهای رنگی است.
the responsible schoolkid never forgot to do her homework.
دانشآموز مسئول هرگز به انجام دادن تکالیف خود فراموش نمیکرد.
energetic schoolkids love playing sports during recess.
دانشآموزان انرژیزدای در زمان استراحت دوست دارند ورزش کنند.
the young schoolkid was nervous on his first day of school.
دانشآموز جوان در روز اول مدرسه نگران بود.
schoolkid life can be both fun and challenging.
زندگی دانشآموزان میتواند هم سرگرم کننده و هم چالشبرانگیز باشد.
the mischievous schoolkid secretly passed notes to his friends in class.
دانشآموز شیطنتکش در کلاس به دوستهایش نامههایی را به طور مخفی ارسال میکرد.
parents always worry about their schoolkid's safety walking to school.
والدین همیشه از ایمنی دانشآموز خود در راه رفتن به مدرسه نگرانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید